تبلیغات
مجله ایرانی - مطالب ابر زندگی

مجله ایرانی

ما برای دل شما مطلب جمع آوری میكنیم...

زندگینامه - اوباما

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: زندگینامه  شماره:4075 بیست و نهم مهر 90

باراک حسین اوباما دوم (به انگلیسی: Barack Hussein Obama II) (متولد ۴ اوت ۱۹۶۱ ایالت هاوایی)، عضو حزب دمکرات ایالات متحده آمریکا، سناتور جوان ایالت ایلینوی، چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و برنده جایزه صلح نوبل است.[۲] او از سال ۲۰۰۷ با برپایی کمپین انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دمکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا شناساند. اوباما از زمان کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا، پایان دادن به جنگ عراق را مطرح کرد و در سوم ژوئن سال ۲۰۰۸ به عنوان نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شد.

وی چهار سال از دوران نوجوانی خود را در جاکارتا گذرانید، و زاده پدری کنیایی است. او یک مسیحی فرقه پروتستان و از شاخه کلیسای متحد مسیح (United Church of Christ) است.

اوباما پنجمین رئیس جمهور چپ دست آمریکا در میان هفت رئیس جمهور اخیر این کشور (از جرالد فورد در ۱۹۷۴) تاکنون است.

در مراسم تحلیف وی به مقام ریاست جمهوری در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، در حدود دو میلیون نفر در سرمای صفر درجه در واشنگتن دی سی گردهم آمدند تا شاهد مراسم شروع دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشند.

 

زندگی شخصی

اوباما و همسرش میشل

باراک حسین اوباما ۴ اوت ۱۹۶۱ در ایالت هاوایی متولد شد.[۷] او فرزند یک کنیایی سیاه‌پوست و یک زن سفیدپوست از اهالی ویچیتا ایالت کانزاس است.[۸] اما زمانی گذشته و بالاخره این ازدواج منجر به جدایی شد.[۹]

اگرچه پدر و پدرخوانده او هردو مسلمان بودند؛ اما او یک مسیحی بار آمده و در ۴ سالگی که در اندونزی زندگی می‌کرد، به جای شرکت در مدرسه «مکتب مذهبی مسلمانان» به مدارس کاتولیک و یا سکولار رفته‌است.[۱۰] اوباما هم‌اکنون نیز عضو کلیسای متحد می‌باشد.

تحصیلات

پدر و مادر اوباما در دانشگاه هاوایی در مانوا با یکدیگر آشنا شده بودند. مادر اوباما با وجود مشکلات عدیده موفق شده بود در رشته مردم‌شناسی در همان دانشگاه مدرک دکترا دریافت کند.[۱۱]

اوباما نخست در ۱۹۸۳ لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل [۱۲] از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. در سال ۱۹۸۸ پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن کمک هزینه تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. در هاروارد سرعت پیشرفت اوباما چنان شتاب یافت که در سال دوم تحصیل خود در هاروارد به ریاست ژورنال مشهور نشریه قانون هاروارد انتخاب گردید[۱۳]. او اولین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی بود. وی در دوران ریاست خود به این سازمان که توسط نیروهای متخاصم دانشجویی اصولگرا و لیبرال منفصل گشته بود، تعادل بخشید.[۱۴] اوباما بزودی دکترای حقوق[۱۵] خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه «افتخار» (به لاتین: magna cum laude) دریافت نمود. پس از فارغ التحصیل شدن به شیکاگو بازگشت و کارش به عنوان وکیل حقوق مدنی را آغاز کرد. باراک اوباما از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی (به انگلیسی: constitutional law) در دانشگاه شیکاگو اشتغال داشت.[۱۶]

زندگی سیاسی

اوباما در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ وارد سنا شد.با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت. او«پیت روز»، کهنه سرباز قدیمی در امور سیاست ملی را به عنوان رییس ستاد خود انتخاب کرد.وی با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.[۱۷] او همچنین «کارن کورن بلو» اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، «آنتون لیک» و «سوزان رایس» را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.

اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده‌است. وی تنها سناتوری است که عضو کمیتهٔ حزبی سیاهان کنگره‌است.«سی کیو» که هفته نامه‌ای فرا حزبی است، او را براساس تمام آرا و مصوبات سنا بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ وفادارترین دموکرات معرفی کرده‌است. وی همچنین براساس نظرسنجی انجام گرفته از سوی مجلهٔ نشنال ژورنال به عنوان لیبرال‌ترین سناتور در سال ۲۰۰۷ انتخاب شده‌است.[۱۸]

ستاد انتخابات ریاست جمهوری

اوباما به همراه طرفدارانش در نیوهمپشر در مبارزات انتخاباتی

باراک اوباما در فوریه سال ۲۰۰۷ در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ خواهد بود. ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب ۵۴ میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال ۲۰۰۷ شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظر سنجی‌ها نشان داد که او با سناتور هیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دمکرات رقابتی تنگاتنگ دارد همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف ۳ درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت.

هزینه انتخاباتی

در سپتامبر ۲۰۰۷، اوباما در پرسشنامه‌ای در برابر سؤال آیا مایل هستید در سیستم تأمین مالی دولتی شرکت کنید، جواب «آری» داد. او اضافه کرد که فعالانه در جهت کسب توافق برای استفاده از بودجه دولتی در انتخابات عمومی، کوشش خواهد کرد.با این حال اوباما تا ابتدای سال۲۰۰۸ موفق به جمع آوری مبلغی رکورد شکن معادل ۲۳۴ میلیون دلار از طریق کمک‌های اهدایی خصوصی گردیده‌است.[۱۹]

در ژانویه ۲۰۰۸، اوباما موفق شد ۳۲ میلیون دلار کمک دریافت کند، در حالی که هیلاری کلینتون مجبور شد برای مبارزات انتخاباتی از حساب شخصی خود پنج میلیون دلار برداشت کند.[۲۰]

در آوریل ۲۰۰۸ سناتور اوباما ۴۲ میلیون دلار خرج فعالیت‌های انتخاباتی خود کرد که فاصله زیادی با ۹ میلیون دلار مخارج سناتور هیلاری کلینتون دارد.[۲۱]

باراک اوباما در رسانه‌ها

در یک بازی بسکتبال با ارتشیان آمریکایی مستقر در جیبوتی

  • هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، اوباما در مقام سوم در ردهٔ «بانفوذترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت.[۲۲]

جنجال کشیش جرمایا رایت

در آوریل ۲۰۰۸ باراک اوباما، در واکنش به سخنان جرمایا رایت کشیش سابق خود گفت: از نظراتی که از جانب آقای رایت بیان می‌شود عصبانی ام و دلتنگ شده‌ام. او همچنین سخنان جرمایا رایت را تفرقه انگیز و مخرب و در جهت منافع افرادی دانست که برای افزایش تنفر نژادی تلاش می‌کنند. جرمایا رایت دولت آمریکا را به بدرفتاری با سیاهان و انتشار عمدی ویروس عامل بیماری ایدز بین آنها متهم کرده‌است. به گفته جرمایا رایت، سیاهان آمریکا باید به خاطر ادامه بدرفتاری دولت با خود بگویند: خداوند آمریکا را به خاطر برخورد غیرانسانی با شهروندانش لعنت کند.

اوباما در واکنش به سخنان جنجالی جرمایا رایت درباره دولت آمریکا گفت: بر این باورم این سخنان تصویر درستی از دیدگاه کلیسای سیاهپوستان آمریکا ارائه نکرده‌است، این سخنان ارزش‌ها و باورهای من را به تصویر نمی‌کشد.

باراک اوباما همچنین سعی کرد از آقای رایت فاصله بگیرد. او گفت: جرمایا رایت دیگر آن فردی نیست که بیست سال پیش دیده بودم. هر رابطه‌ای که با او داشتم در نتیجه سخنان او تغییر کرده‌است.[۲۳]

موضع گیری‌های سیاسی

اوباما و بایدن در ایلینوی

اوباما از اولین مخالفان سیاست‌های دولت بوش در عراق بوده‌است. در دوم اکتبر ۲۰۰۲ روزی که کنگره مصوبهٔ جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در اجتماع بزرگی از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.

در ۱۶ مارس ۲۰۰۳، هنگامی که جورج بوش اولتیماتوم چهل و هشت ساعته‌ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ «دیر نشده است».[۱۸] این مساله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال ۲۰۰۴ که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد.

اوباما به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را مشخص کرده با این حال در برخی موضوع‌ها چون آموزش و جلوگیری از بیماری ایدز نیز با همکاران جمهوریخواه خود همکاری کرده‌است.[۱۰]

تحریم ایران

باراک اوباما در ژوئن ۲۰۰۷ طرحی را به مجلس آمریکا ارائه کرد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایه‌های خود از ایران تشویق می‌کند. به گفته سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود و حمایت از گروه‌های تروریستی در خاورمیانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکت‌ها برای قطع روابط مالی با ایران اثر تحریم‌ها را افزایش می‌دهد.[۲۴]

اسرائیل

درآوریل ۲۰۰۸، در مناظره نود دقیقه‌ای بین هیلاری کلینتون وباراک اوباما که از شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی آمریکا پخش شد. اوباما در پاسخ به واکنش او به حمله ایران به اسرائیل گفت: آمریکا اقدام مناسب را انجام خواهد داد.[۲۵]

وی در سخنرانی‌ای در تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۰۸ میلادی که در کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (AIPAC) انجام گرفت، گفت که اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ «هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد». وی همچنین ایران را «بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و گفت: «خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم».[۲۶][۲۷]

وی همچنین «اورشلیم» را پایتخت تقسیم‌ناشدنی اسرائیل خواند.[۲۸]

محبوبیت

در میان طرفداران در شهر هارتفورد

باراک اوباما اولین بار با ایراد سخنرانی اصلی در گردهمایی حزب دموکرات آمریکا درسال ۲۰۰۴ توجه بسیاری را در عرصه ملی و بین المللی جلب کرد. اوباما در این سخنرانی، که «جسارت امید» نام داشت، با تکیه بر زندگی و تاریخچه شخصی خودش به صحبت درباره آرمان‌های آمریکا پرداخت:

«پدر من با کار زیاد و پشتکار توانست فرصت درس خواندن در مکانی جادویی به‌نام «آمریکا» را بیابد. کشوری که مهد آزادی و فرصت برای بسیاری از آنهایی بود که پیشتر به این کشور آمده بودند »

باراک اوباما بعد از پیروزی چشمگیر خود در سال ۲۰۰۴ که چند ماه پس از این سخنرانی بو دبه چهره محبوب رسانه هاو شخصیتی قابل توجه در واشنگتن تبدیل شد که دو کتاب پرفروش نیز به نام خود منتشر کرده‌است، اولی «رویاهایی از پدرم» که نه سال پیش از وارد شدن به مجلس سنا نوشته شده و متشکل از خاطرات اوست. دومی «جسارت امید: اندیشه‌هایی در بازپس‌گیری رویای آمریکایی» که بیانگر افکارش راجع به تاریخ و وضعیت کنونی ایالات متحده‌است. اوباما از حمایت اپرا وینفری، یکی از ستارگان محبوب تلویزیون آمریکا برخوردار است. این ستاره نه تنها از او خواست که نامزد انتخابات شود بلکه در تبلیغات انتخاباتی او نیز تلاش فعال دارد.[۱۰]

شخص سال مجله تایم

مجله تایم که در آخرین شماره هر سال خود چهره،گروه،یا موضوعی را به عنوان شخص سال برمی‌گزیند در آخرین شماره سال ۲۰۰۸ باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده را به عنوان شخص سال برگزید،این مجله باراک اوباما را به خاطر داشتن اعتماد به نفس جهت ترسیم آینده‌ای روشن و جاه طلبانه در روزگاری تیره و تار[۲۹]و همچنین به این علت که وی توانست به رغم تجربه کم با فائق آمدن بر دو نامزد قدرتمند و نیز تبعیض‌های نژادی به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و نخستین رییس جمهور سیاه پوست این کشور انتخاب شود مستحق دریافت این عنوان دانسته‌است.[۳۰]

انتخاب به عنوان نماینده حزب دموکرات

باراک اوباما به عنوان اولین سیاه‌پوست در تاریخ کشور آمریکا که در پی یک مبارزه انتخاباتی طولانی بر رقیبش هیلاری کلینتون پیروز شده بود نماینده حزب دموکرات در انتخابات سال ۲۰۰۹ انتخاب گردید.[۳۱]. سرانجام در تاریخ ۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ تنها رقیبش هیلاری کلینتون از رقابت دست کشید و گفت به طور کامل از آقای اوباما حمایت می‌کنم[۳۲].

رقابت با مک کین

پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دمکرات و پیروزی اوباما،رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم می‌کند.[۳۳] در نقطه مقابل اوباما در اظهار نظری مک کین را جیره خوار شرکت‌های نفتی دانست ولی توکر بوندز سخنگوی مک کین با رد این اظهارات اعلام کرد که این سناتور اوباما بود که به لایحه انرژی بوش - چنی که معاهده‌ای پرسود برای کمپانی‌های نفتی بود رای مثبت داد و نه جان مک کین.[۳۴]در اوت ۲۰۰۸ باراک اوباما جوزف بایدن را به معاونت خود در این رقابت انتخاباتی برگزید[۳۵]

پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری

باراک اوباما در مراسم ادای سوگند ریاست‌جمهوری

بارک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۲۰۰۸ که در ۴ نوامبر برگزار شد، با کسب ۳۶۵ رأی الکترال رقیب خود مک کین را که ۱۷۳ کارت الکترال را به دست آورده بود، شکست داد به پیروزی رسید[۳۶][۳۷] اوباما ۵۲٫۹٪ و مک کین ۴۵٫۷ ٪ از کل آراء را به دست اوردند. و از ۵۰ ایالت آمریکا، در ۲۸ ایالت اوباما و در ۲۲ ایالت مک کین پیروز شد.

همزمان در کنیا زادگاه او و جزیره اوباما در شرق آسیا که همنام اوست مردم به شادمانی پرداختند تا نخستین رئیس جمهور رنگین پوست و آفریقایی‌تبار آمریکا پس از ۴۳ ریاست جمهوری وارد کاخ سفید شود.[۳۸] دوران ریاست جمهوری او از ۲۰ ژانویه، ساعت ۱۲ ظهر به وقت شرق آمریکا آغاز شد[۳۹].

اوباما در اولین سخنرانی پس از پیروزی در انتخابات در گرانت پارک، شیکاگو همهٔ مردم آمریکا را پیروز انتخابات خواند.

«جوان و پیر، ثروتمند و فقیر، دموكرات و جمهوریخواه، سیاه، سفید، اسپانیایی‌زبان، آسیایی، سرخ‌پوست، هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا، معلول، غیرمعلول. این آمریكایی‌ها به جهان پیغام دادند كه ما هرگز مجموعه افراد یا مجموعه ایالات قرمز و ایالات آبی نبوده‌ایم. ما امروز و همیشه ایالات متحده آمریكا هستیم و خواهیم بود.[۴۰] »

دوران ریاست جمهوری

باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده روز ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ رسما کار خود را به عنوان رئیس جمهور آغاز کرد.در حال حاضر در کابینه اوباما جوزف بایدن به عنوان معاون اول منتخب و رام امانوئل به عنوان ریاست کارکنان کاخ سفید و هیلاری کلینتون به سمت وزیر امور خارجه انتخاب شده‌اند.[۴۱][۴۲]

برنده جایزه صلح نوبل

نوشتار اصلی: جایزه صلح نوبل (۲۰۰۹)

درسال ۲۰۰۹،کمیته نروژی صلح نوبل به علت «تلاش فوق‌العاده برای تقویت دیپلماسی بین‌المللی و ترغیب به همکاری میان مردم» جایزه صلح نوبل سال را باراک اوباما اهدا کرد.[۴۳][۴۴]پیش از اوباما دو رئیس جمهور دیگر آمریکا این جایزه را در زمان ریاست جمهوری خود دریافت کرده بودند ولی اوباما اولین رئیس جمهوری آمریکاست که در اولین سال ریاست جمهوری دریافت کرده‌است.اهدای این جایزه باعث برانگیخته شدن واکنش‌های حمایتی و انتقادی از سوی برخی رهبران جهان شد

زندگینامه - پینوشه

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: زندگینامه  شماره:4072 بیست و نهم مهر 90


پینوشه؛ دیکتاتور مخوف آمریکای لاتین 

ژنرال آگوستو خوزه رامون پینوشه اوگارته كه در ۲۵ نوامبر ۱۹۱۵ متولد شد، رهبری دولت نظامی شیلی را از ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ در اختیار داشت. وی در پی یك كودتای خشونت بار كه منجر به سرنگونی سالوادور آلنده گردید، به قدرت رسید. آلنده پزشك ماركسیستی بود كه به عنوان اولین رییس جمهور سوسیالیست شیلی بوسیله مردم برگزیده شد.
این كودتا كه به یك دوره پرتنش در روابط شیلی و آمریكا خاتمه بخشید، به پینوشه اجازه داد یك سری اصلاحات بنیادی نئولیبرال را اجرا و حقوق بشر را به صورتی گسترده نقض كند.در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ ارتش به رهبری پینوشه به كاخ ریاست جمهوری یورش برد و رییس جمهور آلنده را از قدرت خلع كرد.
پس از كودتا یك خونتا (حكومت نظامیان در منطقه آمریكای لاتین) به رهبری پینوشه تاسیس شد كه بلافاصله قانون اساسی را به حالت تعلیق درآورد، كنگره را منحل كرد، سانسور شدید برقرار نمود و فعالیت احزاب چپگرا را كه ائتلاف واحد خلق را به رهبری آلنده تشكیل داده بودند، ممنوع اعلام كرد.
وی به ترور رهبران چپ گرا اقدام كرد كه نتیجه این امر كشته شدن تقریبا ۳۰۰۰ نفر، زندانی وشكنجه شدن بیش از ۲۷ هزار نفر و تبعید و فراری شدن تعداد زیادی از مخالفان بود.كودتای نظامی شیلی در نوع خود یكی از بدنام ترین كودتاها در آمریكای لاتین بوده است، زیرا با وضع خشونت باری منجر به بمباران كاخ لاموندا و قتل رییس جمهور منتخب و قانونی كه در خارج نیز محبوبیت داشت، گردید و در مقطع كودتا نیز به شدت سركوبگر و خشونت بار ظاهر شد. همچنین وابستگی كودتا به آمریكا باعث شد تا در چارچوب جنگ سرد عملا دو طرف درگیر در داخل كشور به صورت عوامل دو قطب قدرتمند جهانی در صحنه حضور یافته و به منازعه بپردازند.پینوشه بلافاصله پس از كودتا اصلاحات اقتصادی بازار محور را اجرا كرد.

او اعلام كرد كه قصد دارد شیلی را نه به ملتی پرولتاریی بلكه به ملتی كارآفرین تبدیل كند. در راستای فرمول بندی خط مشی اقتصادی شیلی، پینوشه به گروهی موسوم به پسران شیكاگو اتكا داشت؛ كسانی كه اقتصاد را در دانشگاه شیكاگو فرا گرفته بودند و به شدت تحت تاثیر و نفوذ سیاست ها و نظریه های پولی میلتون فریدمن قرار داشتند. 
پینوشه دوره ای از آزاد سازی و خصوصی سازی اقتصادی را آغاز كرد. برای نیل به اهدافش، او قانون حداقل دستمزدها را حذف كرد و حقوق اتحادیه ها ی تجاری را ملغی اعلام كرد. همچنین نظام پرداخت حقوق بازنشستگی، صنایع دولتی و بانك ها را خصوصی كرد و مالیات بر ثروت و درآمد را كاهش داد. 
حامیان این سیاست ها (از جمله خود میلتون فریدمن) نام آن را معجزه شیلی نهادند چرا كه نرخ سرانه واقعی تولید ناخالص ملی شیلی از ۱۹۶۰ تا ،۱۹۸۰ ۳۵ درصد رشد داشت (از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ میلادی نیز این میزان به ۹۴ درصد رسید). اما مخالفان سیاست های اقتصادی پینوشه از جمله نوام چامسكی از دادن لقب معجزه به اقدامات صورت گرفته در شیلی و نتایج حاصله از آن امتناع كردند. 
آنها خاطر نشان می ساختند كه نرخ بیكاری كه در سال ۱۹۷۳ به میزان ۳/۴ درصد بود در سال ۱۹۸۳ به ۳۳ درصد افزایش یافت و این در حالی بود كه نرخ دستمزد واقعی ۴۰ درصد تنزل یافت.البته پینوشه در سال های آخر ریاست جمهوری اش به این نقاط ضعف اقتصادی توجه داشت به طوری كه در ۱۹۹۰ نرخ بیكاری به ۸/۷ درصد كاهش یافت. 
خصوصی سازی كه موجب حذف پرداخت های دولتی و اتخاذ سیاست های ضد اتحادیه ای شده بود تاثیراتی منفی بر طبقه كارگر شیلی داشت، اما بر عكس، این امر به نفع قشرثروتمند تر این كشور تمام شد. در دوران زمامداری آلنده، سیاست اقتصادی دولت سوسیالیستی او ملی كردن بسیاری از شركت های كلیدی خصوصا معادن مسی بود كه متعلق به اتباع آمریكایی بود. همین امر دلیل مهمی برای مخالفت غرب با دولت آلنده بود.
البته روابط دوستانه و نزدیك آلنده با كوبا و اتحاد جماهیر شوروی نیز دلایل مهمی برای روابط خصمانه غرب با شیلی بود.اما خونتای حاكم بر شیلی بلافاصله پس از استقرار روابط دیپلماتیك با كوبا را قطع كرد و یكی از اهداف خود را مبارزه با كمونیسم اعلام كرد. در عوض پینوشه با دیكتاتوری های راستگرای نظامی حاكم بر بولیوی، برزیل، پاراگوئه، اوروگوئه و آرژانتین روابط خوبی برقرار ساخت.
بر خلاف اكثر كشورهای آمریكای لاتین، شیلی تا پیش از كودتای ۱۹۷۳ سنت قدرتمندی در رابطه با حاكم بودن دولت های دموكراتیك داشت و مداخله نظامی در امور سیاسی بسیار نادر بود، اما دولت نظامی پینوشه برای ۱۷ سال این روند را با وقفه مواجه ساخت.
در سال ۱۹۸۰ قانون اساسی جدید شیلی در فرایندی كاملا غیر قانونی و غیر دموكراتیك به تصویب رسید. بر اساس مواد این قانون اساسی انتخابات ریاست جمهوری به صورتی تك نامزدی برگزار می شد. 
با این حال موضوع انتقال قدرت از نظامیان به حكومت منتخب مردم در شیلی از نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ بتدریج اوج گرفته بود، زمانی كه در دسامبر ۱۹۷۷ مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه ای حكومت پینوشه را به جهت نقض حقوق بشر محكوم كرد.از مه ۱۹۸۳ اپوزیسیون و جنبش های كارگری به تجمعات و اعتصاباتی علیه رژیم پینوشه سازمان دادند. 
در طول سال های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ تظاهرات عمومی و حمله به مراكز دولتی شدت یافت و تعداد زیادی از تظاهر كنندگان كشته و بسیاری از رهبران گروه های مخالف و اتحادیه های بازرگانی تبعید شدند. پایان حكومت نظامیان در اكثر كشورهای آمریكای لاتین كه همزمان با رویدادها و تحولات جهانی بود موجب شد در شیلی نیز پینوشه در اقدامی بی سابقه انتخابات ریاست جمهوری را به آرا عمومی بگذارد. در همه پرسی ۵ اكتبر ۱۹۸۸ گرچه پینوشه به عنوان تنها نامزد انتخاباتی از سوی شورای حكومت معرفی شده بود، لكن نتیجه رسمی آرا ۷/۵۴ درصد به نفع گروه های مبارزاتی مخالفین و ۱/۴۳ درصد به نفع طرفداران پینوشه ثبت شد. این در حالی بود كه چپگراهای مخالف او از حق شركت در این رقابت محروم شده بودند.
با این حال پینوشه اعلام كرد كه تا مارس ۱۹۹۰ از قدرت كناره گیری نخواهد كرد. در مارس ۱۹۹۰ انتخابات ریاست جمهوری شیلی به ۱۷ سال حكومت نظامیان خاتمه بخشید و آقای پاتریشیو آلوین به عنوان یكصد و سی و ششمین رییس جمهور شیلی حكومت را در دست گرفت. با این حال پینوشه تا سال ۱۹۹۸ فرماندهی ارتش را برای خود حفظ كرد و عضویت سنا را نیز داشت.در ۱۷ سال حكومت نظامیان در شیلی به رهبری پینوشه جنایات و تسویه های سیاسی زیادی توسط پینوشه و حكومت میلیتاریستی او انجام شد.
شیلی از نظر وضع اسفناك حقوق بشر زمانی مورد توجه جهانیان قرار گرفت كه در سال ۱۹۷۶ اورلاندو لتلیر، سفیر سابق شیلی در آمریكا و وزیر كابینه آلنده به دلیل بمب گذاری در اتومبیلش در واشنگتن دی سی كشته شد. دو سال پیش از آن نیز ژنرال كارلوس پراتس، فرمانده ارتش شیلی پیش از پینوشه، كه از اقدام علیه آلنده حمایت نكرد، در انفجار اتومبیل دربوئنوس آیرس كشته شده بود.در سال ۱۹۹۸ پینوشه كه هنوز هم نفوذ بالایی در شیلی داشت برای معالجه به انگلیس سفر كرد. وی در انگلستان براساس حكم بالتازار گارزون، قاضی اسپانیایی دستگیر شد و بیش از یك سال در حصر خانگی قرار داشت اما بالاخره به دلیل بیماری آزاد شد و به شیلی بازگشت. در سال ۲۰۰۰ دادگاه تجدید نظر سانتیاگو با آرا ۱۳ به ۹ پینوشه را از مصونیت پارلمانی به عنوان عضو سنا محروم كرد و او تحت تعقیب قضایی قرار گرفت. 
این تعقیب قضایی در ژوییه ۲۰۰۲ در پی حكم دیوان عالی شیلی مبنی بر بیماری آلزایمر پینوشه متوقف شد. مدت زمان اندكی پس از صدور این حكم او از كنگره استعفا داد و به زندگی شخصی خود پرداخت و به ندرت در انظار عمومی حاضر می شد. در مه ۲۰۰۴ دیوان عالی شیلی حكم داد كه پینوشه شرایط لازم برای محاكمه شدن را دارد و در ماه دسامبر بود كه او به ارتكاب جنایات متعدد در دوران حكومت نظامی اش متهم گردید. تقریبا دو سال بعد از استعفایش، در ۲۸ مه ،۲۰۰۴ دادگاه تجدیدنظر ۱۴ به ۹ رای به عدم ابتلا پینوشه به آلزایمر صادر كرد و بنابر این مصونیت او از تحت تعقیب قضایی قرار گرفتن نیز لغو شد. 
در بیان علت لغو مصونیت پینوشه به مصاحبه تلویزیونی اخیر او با شبكه تلویزیونی میامی آمریكا اشاره می شد مبنی بر اینكه پینوشه مصاحبه ای منطقی با گزارشگر این شبكه داشته است.در ۲۶ اوت ۲۰۰۴ ، دیوان عالی ۹ به ۸ این تصمیم را تایید كرد كه پینوشه باید مصونیت پارلمانی اش را به عنوان سناتور از دست دهد. در دوم دسامبر ۲۰۰۴ دادگاه تجدیدنظر سانتیاگو مصونیت پینوشه از تعقیب قضایی به خاطر قتل ژنرال كارلوس پراتس در ۱۹۷۴ در بوئنوس آیرس را لغو كرد. در ۱۳ دسامبر ،۲۰۰۴ قاضی خوان گوزمان، پینوشه را تحت حصر خانگی قرار داد و او را متهم به ناپدید شدن ۹ نفر از فعالان اپوزیسیون و قتل یكی از آنها در دوران حكومتش كرد.
در ۲۴ مارس ۲۰۰۵ نیز دیوان عالی حكم دادگاه تجدیدنظر را درباره مورد كارلوس پراتس لغو و مصونیت پینوشه در این مورد خاص را تایید كرد.با همه این تفاسیر حامیان پینوشه معتقدند كه او علیرغم نقض حقوق بشر در دوران حكومتش لااقل توانست به صورت موقت خطرریشه گیری كمونیسم را به تعویق اندازد، با تروریسم گروه های افراطی مبارزه كرد و سیاست های بازار آزاد نئولیبرال را كه منجر به فراهم آمدن زمینه های رشد اقتصادی سریع شیلی شد به مرحله اجرا درآورد. اما مخالفان او معتقدند كه پینوشه دموكراسی شیلی را از بین برد، به تروریسم دولتی دامن زد، بیشتر به منافع خصوصی اقشار خاص توجه داشت و سیاست های اقتصادی ای را اتخاذ كرد كه به نفع ثروتمندان بود و به طبقات پایین و متوسط لطمات جبران ناپذیر وارد ساخت.به گزارش ایسنا حامیان او معتقدند كه در عرصه اقتصادی، اصلاحات پینوشه موفقیت های مهمی در پی داشته است. 
در اواخر دهه ۱۹۶۰ اقتصاد شیلی وارد دوره ای از رشد شده بود تا اینكه آلنده به قدرت رسید. در دوران آلنده وضعیت اقتصادی آشفته شد. در سال های اول حكومت پینوشه نیز شاخص های اقتصادی وضعیت مطلوبی نداشت به طوری كه نرخ بیكاری از ۴/۴ درصد در ۱۹۷۳ به ۹/۱۹ درصد در سال ۱۹۷۶ رسید. هرچند اصلاحات پینوشه سرمایه های خارجی زیادی جذب كرد اما مقدار كمی از آن در تولید سرمایه گذاری شد. ارزش صادرات شیلی و دستمزدها كاهش یافت. توزیع درآمدها بسیار ناعادلانه بود و فقر نسبی و واقعی افزایش یافت. 
نرخ تورم در ۱۹۷۶ افزایش یافت، اما با همه اینها در اواخر دهه ۱۹۷۰ رشد اقتصادی ملموس شیلی نمود پیدا كرد. اگرچه بیكاری هنوز هم نرخ بالایی داشت اما فقر شروع به كاهش كرد. نرخ بیكاری تا ۱۹۹۰ به ۸/۷ درصد كاهش یافت. در دهه ۱۹۹۰ دولت دموكراتیك جدید شیلی از رشد اقتصادی بالایی بهره مند بود. در سال ۲۰۰۴ ، شیلی به عنوان نمونه موفق اقتصادی با رشد صادرات و تولید ناخالص داخلی بالا مطرح بود. با این حال رابطه میان سیاست های دوران پینوشه و رشد اقتصادی پس از پینوشه به موضوعی جنجال برانگیز تبدیل شده است.هر چند از نظر رشد اقتصادی دوران پینوشه را مطلوب ارزیابی كنیم اما اكنون واضح و آشكار شده است كه در دوران حكومت او حقوق بشر به شدت نقض می شده است. در ژانویه ۲۰۰۵ ارتش شیلی مسوولیت نهادی خود را برای سوء رفتار با مخالفان پذیرفت.

پرسش و کنجکاوی جزو جدا نشدنی کودکان است. هر چیزی در این دنیا می تواند علامت سوالی برای آن ها باشد. کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند زیرا هرچه در این دنیا می بینند برای آن ها جالب و تازه است. این پرسش ها از مسائل ساده و کم اهمیت آغاز می شود و به تدریج به سوال های پیچیده منتهی می شود. به عنوان مثال بسیاری از کودکان درباره مسائل جنسی از والدین و اطرافیان می پرسند. در پاسخ به این قبیل سوال های کودکان، همان طور که دلیلی وجود ندارد والدین نتوانند سوالات آن ها را صادقانه جواب دهند، دلیلی هم وجود ندارد برای جواب دادن به این قبیل سوال ها وارد جزئیات شوند. سن مناسب برای آگاه کردن کودک از مسائل جنسی زمانی است که او سوال می کند. وقتی کودک با تعجب می پرسد که بچه از کجا می آید، نباید به او گفته شود از انباری! راهکارهای چگونگی پاسخ درست به پرسش های کودکان در این زمینه را دکتر کتایون خوشابی، فوق تخصص روان‎پزشکی کودکان در اختیار شما قرار می دهد. 

 از چه سنی آغاز می شود؟ 
 سنین ۳ تا ۵ سالگی به بعد سن سوال کردن است و بخشی از پرسش های کودکان نیز در مورد مسائل جنسی است. از حدود ۵ سالگی به بعد ممکن است کنجکاوی های جنسی به گونه ای دیگر در میان کودکان دیده شود. 

به عنوان مثال پسر بچه ای که مادر خود را در حال عوض کردن لباس می بیند، می خواهد او را نگاه کند اما پدر و مادر باید پوشش مناسب را در منزل و هنگام استحمام فرزندشان داشته باشند. پس مسئله مهم این است که پدر و مادر هنگام استحمام فرزند جنس مخالفشان پوشش مناسب را حفظ کنند. در آموزه های دینی ما هم آمده است که وظیفه استحمام پسر بعد از ۳ سالگی به عهده پدر است. این موارد جزئیاتی است که والدین باید در رفتار خود با فرزندانشان به آن ها دقت کنند. 

 کودکان را بی اعتماد نکنیم
در بعضی از موارد کودکان سوال هایی می پرسند که پدر و مادر فکر می کنند مناسب سنشان نیست و نمی دانند چگونه باید به این پرسش ها جواب دهند. در اینگونه مواقع نباید به هیچ عنوان به کودک دروغ گفته شود. اگر پدر و مادر نمی دانند که چه جوابی بدهند، باید جواب را به تعویق بیندازند و مثلا بگویند «هر وقت بزرگ تر شدی من برایت توضیح می دهم»، «وقتی به مدرسه رفتی من جواب تو را خواهم داد.» در واقع به تعویق انداختن و فرصت گرفتن بهترین کاری است که والدین می توانند انجام دهند. نباید اطلاعات اشتباه به کودک داده شود. با دروغ گفتن نه تنها کنجکاوی کودک تامین نمی شود بلکه اگر چیزی به کودک گفته شود و او متوجه دروغ والدین شود، کنجکاویش بیشتر هم خواهد شد. مثلا برخی پدر و مادر ها به فرزندشان می گویند «ما تو را خریدیم» همین اطلاعات غلط باعث بی اعتمادی کودک به والدین می شود. مهم آن است که والدین در برابر این نوع پرسش ها به خود مسلط باشند و ضمن آن که شنونده خوبی هستند به کودک اجازه دهند سوال را کامل بپرسد. باید توجه داشت، اگر والدین به عنوان نزدیک ترین افراد به کودکان مورد اعتماد آن ها نباشند، به کودکان یاد می دهند نسبت به سایرین هم احساس بدبینی و منفی گرایی پیدا کنند. به این ترتیب کودکان کم کم می آموزند به هیچ کس اعتماد نکنند که این ممکن است تبعات بدی را در آینده برای آن ها به وجود آورد. 

 کودکان منحرف هستند؟ 
صرف کنجکاوی کودک نباید پدر و مادر را دچار این خطا کند که کودکشان انحرافی دارد. کودکان پاک هستند و به هیچ عنوان مسائل انحراف جنسی در مورد آن ها مطرح نیست. کودکان کنجکاوی های طبیعی دارندکه باید در حد سنشان به آن ها پاسخ داده شود. بنابراین نباید این طور تصور کرد که با این پرسش ها کودک دچار انحراف های جنسی است. 

باید مراقب بود وقتی بچه ها با هم هستند بازی های نامتعارف با یکدیگر انجام ندهند. بچه ها از ۵ سالگی و به دنبال همان کنجکاوی هستند. بنابراین والدین باید مراقب باشند این قبیل بازی ها انجام نشود چون اگر بچه ها از این بازی ها لذت ببرند، مرتب آن را تکرار می کنند. پیشگیری همیشه مقدم بر درمان است به همین دلیل والدین باید تلاش کنند بچه ها را در سنین پایین و حتی در سنین بالا با هم تنها نگذارند و مراقب بازی هایشان باشند. اگر کودکان در اتاق هستند حتی درصورت هم جنس و هم سن بودن یا بزرگ تر بودن بهتر است در اتاق را نبندند و والدین مرتب باید به آن ها سر بزنند. این نکته مهمی است که از رواج بازی های نامتعارف در میان کودکان پیشگیری می کند. درصورتی که کودکان با خواهر و برادر یا سایر هم بازی های خودشان این قبیل بازی های جنسی را کنند، باید به شدت در این زمینه با کودک برخورد شود تا دوباره تکرار نکند. 

 اگر جواب را ندانستیم، چه کنیم؟ 
بهتر است اول مشخص شود که آیا والدین به راستی جواب را نمی دانند یا حجب و حیا یا ناآگاهی از نحوه پاسخ مانع از ارائه جواب می شود. در صورتی که والدین به درستی جواب سوالی را ندانند باید به کودک بگویند سعی می کنند جواب این سوال را پیدا کنند و اگر جواب سوالی را نباید داد باید گفته شود: «فعلا برای سن تو زود است و هروقت بزرگ تر شدی درباره این مسائل با هم صحبت می کنیم.» ولی برای بزرگ تر شدن باید یک زمان مشخص را برای کودک اعلام و تعیین شود. 

 بهترین فرد برای پاسخگویی؟ 
پدر و مادر اصلح ترین افراد برای پاسخگویی به پرسش های کودکان هستند. مگر این که کودک سوال های تخصصی داشته باشد که در این صورت والدین می توانند به کودک بگویند: «وقتی پیش دکتر رفتیم می توانی سوال های خود را مطرح کنی» و «من می توانم از پزشک خودت بخواهم توضیح لازم را به تو بدهد.» ولی معمولا کودکان این قبیل پرسش ها را با پزشکشان مطرح نمی کنند و اغلب از پدر و مادر ها می پرسند. مثلا خیلی از اوقات این سوال برای آن ها مطرح می شود که نوزاد از کجا و چطور به دنیا می آید که توصیه می شود با توجه به سن کودک به این پرسش پاسخ داده شود. لازم نیست والدین وارد مسائل جنسی شوند. آن ها می توانند فقط راجع به مسائل علمی صحبت کنند. حتی به کار بردن کلماتی مانند اسپرم و تخمک مشکلی برای کودک ایجاد نمی کند چون این قبیل مسائل علمی بوده و مربوط به آناتومی بدن هستند. 

 چشم و گوشش باز می شود؟ 
بچه ها ممکن است از طریق دوستان، اطرافیان یا از منابع دیگر اطلاعات نادرست دریافت کنند. با توجه به این که در حال حاضر در عصر انفجار اطلاعات قرار داریم و بچه ها به راحتی می توانند بیشترین اطلاعات را در هر زمینه ای به دست بیاورند و دیگر مانند گذشته تنها والدین منبع اطلاعات نیستند؛ بهتر است خانواده و والدین هم بنا بر پیشرفت زمان جلو روند و براساس سن کودک اطلاعات اولیه را در اختیار کودک قرار دهند. این که والدین فکر کنند درصورت دادن هرگونه اطلاعات ممکن است حرمت ها شکسته شود یا به اصطلاح چشم و گوش کودک باز شود تنها یک باور فرهنگی است. این سنین به هیچ عنوان زمان مناسبی برای دادن آگاهی مسئله جنسی نیست و تنها حفاظت جنسی اهمیت دارد تا کودک مورد آزار قرار نگیرد. 

 چگونه امنیت کودکمان را تامین کنیم؟ 
اهمیت آموزش درست جنسی تا به آن حد است که کودکانی که اطلاعات درست و آگاهی مناسبی دارند، میزان آسیب پذیریشان کمتر است درحالی که بچه هایی که بدون آگاهی و اطلاعات بزرگ می شوند آسیب پذیری بیشتری پیدا می کنند و خطر سوءاستفاده جنسی در این کودکان که هیچ اطلاعاتی از مسائل جنسی ندارند، بیشتر است. البته این به آن معنا نیست که باید مسائل جنسی را به کودک آموزش داد بلکه باید تنها درباره حفاظت از خودشان به آن ها آموزش های لازم را داد. آن ها باید بیاموزند، به کسی اجازه ندهند به اندام های خصوصی آن ها دست بزند. معمولا کودکان درباره خصوصی بودن اندام های خودشان اطلاع دارند و می دانند کدام قسمت ها خصوصی به حساب می آید ولی درصورت ناآگاهی کودک باید حتما بعضی اندام قسمت های خصوصی کودک هستند و نباید بگذارند کسی به آن ها دست بزند. دادن این اطلاعات آموزش جنسی نیست بلکه آموزش حفاظت جنسی است. به این ترتیب کودک می آموزد در محیط های اجتماعی مانند مهدکودک و مدرسه چگونه از خودش مراقبت کند. باید به کودک آموخت اگر فردی به او نزدیک شد بلافاصله به بزرگ ترهای قابل اعتماد مانند پدر و مادر اطلاع دهد. 

 وارد جزئیات نشوید
این نکته را فراموش نکنید که به هیچ عنوان نباید درباره جزئیات مسائل جنسی با کودک صحبت شود و کودک تنها باید درباره حفاظت جنسی بداند. حتی در مورد بقل کردن کودک که در فرهنگ ما بسیار متداول است نباید اجازه داد افراد غریبه کودک را بغل کنند چون ممکن است همه آن ها نیت خیر نداشته باشند. کودک در سنین بالا تر لمس خوب و لمس بد را تشخیص می دهد و اگر احساس بدی از لمس پیدا کند نباید اجازه دهد این لمس صورت بگیرد. 

 هنگام بلوغ کودک را تنها نگذاریم
همان گونه که در شرع مقدس اسلام آمده مسائل مربوط به بلوغ باید توسط والد جنس موافق گفته شود از یک سو مادران باید در مورد دوران بلوغ و تغییرات دوران بلوغ با دختران صحبت کنند و از سوی دیگر هم پدران با پسران خودشان. به هیچ عنوان توصیه نمی شود دختر با پدر و پسر با مادر در این مورد صحبت کند. باید به بلوغ به عنوان یک اتفاق مثبت و خوب نگاه شود و حتی برای آن ها به مناسبت بالغ شدن هدیه ای درنظر گرفته شود. به این ترتیب بچه ها از این که بزرگ می شوند احساس خوبی نسبت به خود پیدا می کنند. 

 درصورت نبود پدر یا مادر، نزدیکان درجه یک هم جنس هم می توانند در این زمینه کمک کننده باشند. 

 از دوران بلوغ چه می دانید؟ 
بهداشت روانی بلوغ، مسئله مهمی است که باید به آن توجه داشت. از آنجا که در این دوران نوجوانان احساس استقلال می کنند، زمینه های لجبازی، نافرمانی و سرکشی در اغلب آن ها وجود دارد. نوجوانان با والدین لجبازی می کنند و نسبت به قبل پرخاشگر تر و حساستر می شوند که این ها در دوران بلوغ طبیعی قلمداد می شود و تقریبا تمام نوجوانان این دوران را می گذرانند. بنابراین بهتر است هم والدین نسبت به خصوصیات دوران بلوغ اطلاعات داشته باشند و هم خود نوجوانان راجع به تغییرات جسمی و روان شناختی این دوره آگاهی پیدا کنند. داشتن این دانش باعث می شود هم والدین و هم نوجوانان راحت تر این دوران را پشت سر بگذارند. نکته حائز اهمیت آن است که نگه داشتن حرمت ها و ارزش های اخلاقی و مذهبی در خانواده در تربیت جنسی کودکان بسیار کمک کننده است. پوشش و رفتار والدین بر کودکان بسیار اثرگذار است. هر چه در خانواده ای ارزش های اخلاقی بیشتر باشد، این ارزش ها بهتر به فرزندان منتقل شده و میزان آسیب پذیری آن ها در اجتماع کمتر می شود.

بسیاری از خانم ها و آقایونی که مدتی از شروع زندگی مشترکشان می گذرد، وقتی به گذشته نگاه می کنند یاد دورانی می افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ چیز نمیتوانست جلوی زندگی رمانتیکشان را بگیرد. اما وقتی با هم ازدواج می کنند و مدت زمانی از این ماجرا می گذرد، عشق از زندگی آنها رخت بر می بندد. آنها درگیر گرفتاریهای روزمره می شوند و سرشان آنقدر شلوغ می شود که زندگی مشترک برایشان یکنواخت شده و جذابیت خود را از دست می دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می گیرند به زندگی شان سر و سامانی داده و طراوت گذشته را به آن باز گردانند، سر در گم می شوند که از کجا باید شروع کنند. به راستی زندگی رمانتیک چگونه است؟

زندگی رمانتیک چیست؟

بر اساس کتاب "عشق، تصمیم گیری است" نوشته گری سمالی و جان ترنت: "زندگی رمانتیک در حفظ فضای عاشقانه و برقراری معاشقه پس از اولین روزهای ازدواج خلاصه می شود. به عبارت دیگر، زندگی رمانتیک نوعی ارتباط صمیمی است که هر کس چیزی جز عشق برای دیگری نمی خواهد."


یک نوع ارتباط است. زندگی عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است. نباید به آن به عنوان نوعی پیش نوازی و ... نگاه کرد؛ بلکه یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش از پیش رشد می کند. در مورد این است که از یکدیگر بپرسیم چگونه روز خود را سپری کردیم، سرگرمی هایمان چیست، و یا پروژه ها چگونه پیش می روند. در مورد در میان گذاشتن علایق روزمره است. باید از زمانی که در کنار هم هستید لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی ترین کس خود هستید.

فرایند پیوند دادن است. بسیاری از زوج ها معمولا سعی می کنند فضای رمانتیک را با سوپرایز کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق العاده و یا برنامه ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می بینند طرف مقابلشان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می شوند. این امر کاملا طبیعی است، چراکه ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای همسرتان جذاب نباشند.


از آنجایی که بیشتر افراد با تکنیک های ذهن خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد. فقط کافی است بگویید: "تو، زندگی رمانتیک را در چه چیزهایی می بینی؟ عقیده تو در مورد یک ملاقات فوق العاده چیست؟ ( دوست داری کجا بری، چی بپوشی، کدام رستوران را انتخاب می کنی) برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می کنی؟( چه موقع از سال، کدام هتل) انجام چه کارهایی تو را خوشحال می کند؟ " آیا همسرتان اهل هنر هست؟ خوب می توانید او را به موزه و یا نمایشگاههای مربوط ببرید. آیا شوهرتان اهل فعالیت های خارج از خانه هست؟ با هم به دوچرخه سواری بپردازید و یا به ماهیگیری بروید. علایق مشترک خود را پیدا کنید و بر روی آنها کار کنید.


سورپریز کردن است. پرسیدن علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته های او به این معنا نیست که شما نمی توانید او را سورپریز کنید. حالا حتما که نباید یک مسافرت ترتیب بدهید. می توانید یک یادداشت ساده اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا دسر مورد علاقه اش را درست کنید و او را به فیلمی که جدیداً اکران شده و او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.

برقراری ثبات است. همانطور که قبلا هم اشاره شد، زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما شب جمعه یک برنامه بیرون رفتن بریزید و همه چیز تمام شود. این امر ملزم تلاش های مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برایتان کمی مشکل باشد. پس باید راهی پیدا کنید که به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود او شروع کنید؛ سپس یکی دو کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده، خریداری کنید. "سمالی و ترنت" چند کتاب مختلف را پیشنهاد می کنند: "400 روش مختلف برای ابراز عشق" نوشته الیس چپین، "ازدواج عاشقانه" نوشته نورم رایت و "آقایون، همسر خود را چقدر می شناسید؟" نوشته دن کارلینسکی. آنها همچنین روش های دیگری را هم برای ایجاد فضای رمانتیک پیشنهاد می کنند که بیشتر از 4-3 هزار تومان خرج بر نمی دارد: مثل خوردن بستنی و یا تماشای فیلم مورد علاقه او، همراه با هم.


توجه کردن است. توجه خود را بر روی یکدیگر معطوف کنید نه بر روی اینکه در زمانی که با او هستید، چه کار دیگری هم می توانید انجام دهید. می خواهید با هم به پارک بروید؟ پس لطفا موبایل و کیفتان را با خود نبرید. می خواهید به همسرتان گل هدیه دهید؟ آنقدر صبر نکنید که بخواهید کاری برای شما انجام دهد، بعد به او گل بدهید. آیا همسرتان از شما تقاضا دارد تا دونفری به ساحل دریا بروید و به گردش بپردازید؟ چوب ماهیگیریتان را در خانه بگذارید. اموری را که ممکن است توجه شما را مخدوش کنند، کنار بگذارید و از وقتی که در کنار هم هستید، نهایت استفاده را ببرید.

ایجاد فضای رمانتیک در زندگی زناشویی امری نیست که یک شبه و بدون تلاش و کوشش بدست بیاید، اما نتیجه نهایی ارزش تلاش کردن دارد. در زندگی مشترک همیشه باید رفاقت و دوستی وجود داشته باشد. برنامه هایی بریزید که علایق هر دو نفر را تطمیع کند، با به کارگیری رموز عاشقانه کوچک یکدیگر را سورپریز کنید و زمانی که با یکدیگر هستید تمام توجه خود را به او معطوف کنید.

امروز بنا به درخواست خیلی از دوستان و البته آقایون كه انتقاد داشتند من مطالبم فمینستیست قصد دارم یكی از عمده مشكلات موجود در روابط دوستی و بعد از آنرا بیان كنم

الف) نحوه آشنایی:

اكثر دوستیهای امروزی از طرق زیر انجام میگیرد یا اینكه شما در خیابان یك چشم و ابرو و یك اندام زیبا میبینید و دنبال طرف می روید و اینقدر كلید می كنید تا طرف شماره ای كه روی كاغذ نوشته اید كه عموما به یه اسم جعلی میباشد را دریافت كند و آنقدر منتظر می شیند اونروز در خانه پای تلفن یا البته اگر همراه داشته باشید مدام آنرا شارژ می كنید كه مبادا اگر خانم تماس گرفتند گوشی خاموش باشد  دومین روش از طریق نگاههای و طرز برخورد طرف میباشد ایندفه اون از شما خوشش آمده امیدوارم اینو بفهمید و فرصت را از دست ندهید سومین روش دوستی از طریق اینترنت و چت واقعا این نوع دوستی یك دوستی منطقی است تا یك دختر در رومهای یاهو و سایر رومهای وب سایتها وارد می شود از جانب آقایون بارونی از پی ام های   salam -- asl plz بر سر خانم وارد می آید خوب اگر جواب داد كه داد و اگر نداد كه با یه دشنام و یا بوت شدن كار را خاتمه می دهید اگر از این طریق قصد دارید دوستی مناسب پیدا كنید كاملا در اشتباهید چه برای خانمها و چه برای آقایون

شناخت دخترها و پسرها  در سنین مختلف برای رابطه دوستی :

اگر شما پسری با سن و سال بین 16 تا 20 سال هستید و از طریق اینترنت با دختری چت كردید و اون دختر در رنج سنی 15 تا 18 سال بود بهتره روی این دوستی هیچ حسابی باز نكنید دخترها در این سن بسیار تنوع طلب هستند البته تقصیری ندارند چرا كه هنوز معیارهای خود را برای دوستی نمی دانند مطمئن باشید با یك نفر دوست نمی شوند و این رابطه را با چند نفر امتحان می كنند البته اگر هم از شما در خیابان شماره بگیرند عملا تفاوتی نمی كند و یك خیابان پایین تر از دیگیری هم شماره می گیرند در مورد پسرها هم این مسئله صادقه اما خیلی درصدش پایین تر از دخترها می باشد بهتره در این دوران به هم ابراز علاقه نكنید چون آخر و عاقبتش جداییست و خیانت .

دخترهای در سنین بین 18 تا 23 سال در این رنج سنی دخترها نسبت به جنس مخالف كمی پر احساس تر برخورد خواهند كرد و كمی صادق می شوند البته فراموش نكنید تجربه آنها نیز زیاد تر شده در این سن راحتر به نیاز جنسی شما پاسخ خواهند داد اینو حتما بدونید اگر پسر یا دختری در دوران دوستی فقط یكبار رابطه جنسی داشته باشد در دفعات بعدی هم با دوست بعدی خود این رابطه را صد در صد خواهد داشت

سنین 23 تا 27 سالگی در دخترها واقعا به رشد كامل عقلی رسیده اند می توانید از نظرات آنها استفاده كنید و با آنها مشورت كنید پیشنهادات جالب و البته منطقی به شما خواهند در مورد آقایون در این سن بسیار داغ هستند زود تحریك می شوند اما واقعا از جان برای شما مایه می گذارند احساسات در آقایون در این سن بیش از هر سن دیگری نمایان می شود آنها به خاطر بدست آوردن شما از هیچ عملی دریغ نخواهند كرد پس بهتره عكس العمل خوبی در قبال عمل آنها نشان دهید در این سن آنها تحت فشار هستند مشكلات زیادی خواند داشت با آنها بسازید

ب) دوران دوستی و مشكلات روحی وابسته به قبل بعد از آن :

فرض كنید شما همین امروز با یك دختر خانم آشنا شدید یا بالعكس از هر فرصتی برای گفتگوی تلفنی استفاده می كنید  امكان داره تا چند روزه اول بهم دروغ بگید سنو سال و اسم تا زمانی كه بهم اعتماد پیدا كنید در این مدت حرفهای زیادی برای هم دارید و فكر می كنید در دنیا دیگه هیچی نمی خواهید شب و روزت شده دوست دختر یا دوست پسر اما بعد از مدتی وقتی كع حرفهاتون تمام میشه میرید سراغ گزارش گرفتن مثلا ساعت به ساعت می گید كه چكار كردید چطور شد حتی سراغ ناهار ظهر را هم می كیریئد كه امرز ناهار چی دارید یا بعضی وقتها راجع به دیگران میشنید بحث می كنید اگز از ساعت تعیین شده یك ربع بگذرد دیوانه می شوید اگر تماس بگیرید و ببینید برای مدت طولانی تلفن طرف مشغوله میخواهید سرتونو به دیوار بزنید  و بعد هم كه تماس می گیره یك بازجویی دقیق كه حتی مامور آگاهی هم نمی تواند انجام دهد را انجام می دهید دوستان من اگر این رفتارهار در دوستی های شما وجود دارد بدانید كه این رابطه دوستی نیست بدانید كه عشقی در كار نیست این فقط یك وابستگی پوچ می باشد و فقط دورانی را سپری می كند و با لتمه به احساسات یك طرف این رابطه به صورت یكطرفه به خاتمه میرسد یا اینكه متاسفانه بعد از اون همه ابراز احساسات مبینید كه طرفتون بهتون خیانت كرده به پیشنهاد ازدواج در دوران دوستی اعتنا نكنید مگر اینكه مدت حد اقل یك سال از دوستی گذشته باشد پسرها پیشنهاد ازدواج را ابزرای برای به دست آوردن رابطه جنسی با شما می دانند البته همه اینها استثنا هم داره مثلا خیلی هستند كه دو سه سال باه م دوست بودن و بعد از این دوران ازدواج كرده و زندگی خوبی هم دارند اما به یاد داشته باشید دو نفر شاید بتوانند بهترین دوستهای روی زمین برای هم باشند اما این دلیل نمی شود كه شریك خوبی هم برای هم باشند زود فكر نكنید كه عاشق شدید مطمئن باشید عشق یك رابطه دو طرفه است و تنها حس دو طرفه در رابطه دوستی عشق میباشد امان دارد شما طرفتون رو دوست داشته باشید اما طرف شما هرگز شما رو دوست نداشته باشد و یا كم دوست داشته باشد پس حس دوست داشتن و یا حس وابستگی نمی تواند دوطرفه باشد اما این عشق است كعه دوطرفه است هر عشق از یك عاشق و از یك معشوق تشكیال شده كه در نبود یكی دیگری هم نمی تواند باشد پس اگر فكر می كنید عاشق كسی بودید و بعد از مدتی طرف شما را رها كرده یا خیانت كرده بدانید كه شما هم عاشق نبودیدیو عشقی در میان نبوده شاید شما فقط به شخص وابسته بودیدی وفقط آنرا دوست داشتید چقدر بی ارزش است عمر افرادی كه فكر می كنند عاشق شده اند و دست به خود كشی میزنند واقعا این یك حماقت است من می دانم كه جدایی در دوستی خیلی سخته چون خودم نه یك بار نه دو بار بلكه متاسفانه چندین بار تجربه كردم و الان دارم تجربیاتمو به شما میگم اما خوده من یك زمانی حس می كردم كه عاشق هستم الان چندین سال است كه از اون عشق خیالی من می گذرد و من به رفتارهای خودم در دورانی كه جدا شدم از دوستم فقط می خندم و افسوس فرصتهایی كه از دست دادم . لطمه روحی كه به خودم وارد كردم را می خورم پس همیشه به یاد دارم شما هم به خاطر بسپارید با منطق عاشق شوید و با احساس زندگی كنید بعضی ها تصور می كنند كه عشق با منطق نمی گنجد اما جهت اطلاع این افراد به تازگی كشف شده منشاء حقیق عشق مغز است نه قلب و من به كشف جدید اطمینان دارم و كاملا می پذیرم پس سعی كنید در دوستیهای خود حد تعادل را در نظر بگیرید زیاد با هم در تماس نباشید از شور به درش نكنید در دوستیهاتون یك پل هم برای روز جدایی بزارید نمی گم همه دوستی ها به جدایی منجر میشه نه خیلی از دوستیها منجر به ازدواج می شود اما همیشه در هر رابطه دوطرفه ای  باید آمادگی هر چیزی را داشته باشید فرض كنید جدا نشدید اما یه حادثه ای برای دوست دختر یا دوست پسرتون اتفاق افتاد نكته دیگه سعی نكنید رابطه جنسی را در دوران دوستی و یا حتی در دوران نامزدی تجربه كنید البته معاشقه مشكلی نداره و شیرن هم هست اما هر چیزی جایی دارد امیدوارم مطلب درج شده باعث توهین به گروه خاصی نشده باشد  و آرزو می كنم عشق را به معنای واقعی تجربه كنید .

  • جدیدترین عناوین

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :

لینك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس