تبلیغات
مجله ایرانی - مطالب ابر جك

مجله ایرانی

ما برای دل شما مطلب جمع آوری میكنیم...

 لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد

**********

علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد

**********

بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد

**********

آخرین خبر از ماهواره امید: من عاشق زهره شدم

**********
ماهواره امید از مدارخارج شده است وفقط به دور سیاره زهره می چرخد واین پیام هارا ارسال میكند؛الهی دورت بگردم،جیگر چند سالته؟

اس ام اس

نویسنده: احمد آقاجانی  موضوعات: سرگرمی   شماره:1575 بیستم بهمن 87

عشق با لبخند شروع می شود . با بوسه شکوفا می شود . با گریه رشد میکند. وبا 110 تمام می شود

**********

&&&&&_     &

اگه گفتی اینا چیین؟

زحمت نکش اینا خانواده اردکان،اونم تویی که تنهایی ،جوجه اردک زشت

**********

یه مورچه بگیر...شلوارشو در بیار ...شرتشم در بیار...نترس در بیار...برش گردون سوراخ باسنشوببین دلم برات انقدر شده

**********

اگه از من بپرسن بهترین،زیباترین،شجاع ترین،محبوبترین،دانا ترین،عاقل ترین آدم کیه؟انگوشتمو طرف تو دراز میکنم و میگم این نمیتونه باشه

**********

مراحل ازدواج : آزمایشگاه  آرایشگاه مالشگاه لایشگاه گایشگاه زایشگاه!

**********

سر سفره عقد عروس بله نمی گفته، داماد یکم فکر می کنه، با صدای بلند میگه: عمو زنجیر باف

**********

قزوینیه به دوستش میگه: یه پارتی گرفتم بکن بکن

دوستش میگه : إإإإإإإإإإإإإ ... کیا هستن؟

قزوینیه می گه : نخواستم زیاد شلوغ کنم . خودم و خودتیم

**********

بچه میمونه به مامانش می گه : مامان من چرا انقدر زشتم؟

مامانش میگه : برو خدا رو شکر کن که مثل اونی که داره الان این اس ام اس می خونه نیستی

**********

تو قزوین زلزله میاد از سقف یه بچه میفته پایین

قزوینیه می گه: اه ه ه ه هنوز زلزله تموم نشده  کمک مردمی رسید

**********

می دونی فرق منشی خوب با منشی خیلی خیلی خوب چیه؟

منشی خوب می گه:صبح بخیر رئیس

منشی خیلی خیلی خوب می گه:صبح شده رئیس

**********

ترکه می ره خواستگاری

می گن مهریه دختر ما۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومنه

ترکه می گه : چه خبره ؟ مگه شبی چند حساب کردی

**********

جدید ترین فیلم های جشنواره ی فیلم قم:

۱.آخوندی با کفش های کتانی

۲.عمامه ای برای دو نفر

۳.صیغه شدگان

۴.عبا قرمزی

۵.من بچه شیخ ۱۵ سال دارم

**********

تنها طنین شب های من صدای توست. تنها تو هستی که در نیمه شب صورتم را نوازش می کنی.

تنها دلیل شب بیداریم تو هستی ای پشه

**********

فرق بین استرس - ترس-وحشت:

وقتی استرس داری که می فهمی زنت حاملست

وقتی می ترسی که می فهمی دوست دخترت حاملست وقتی وحشت می کنی که می فهمی

هر دو تا شون حاملن

**********

فرق زن با قلیون :

روی قلیون ۵ دقیقه کار می کنی ... ۳ ساعت حال می ده

روی زن ۳ ساعت کار می کنی ...۵ دقیقه حال می ده

 

اس ام اس سرکاری

نویسنده: احمد آقاجانی  موضوعات: سرگرمی  ولنتاین  شماره:1523 نوزدهم بهمن 87

عزیز دلم اگه تمومه تمومه تمومه دنیا جمع بشن بخوان تورو از من بگیرن
میگم چرا شما زحمت كشیدین!!!
خودم می آوردمش !

.......................................................................

هر وقت دلت واسم تنگ شد متن زیر رو بخون
.
.
.
ای کلک چه زود دلت برم تنگ شد.

........................................................................

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
.
.
هیجان زده نشو پشت خاور نوشته بود

......................................................................

این پیام جهت بالا بردن کلاس شما در جمع است
بعداز خواندن الکی بحندند

.....................................................................

عشق من از وقتی رفتی خونه تاریکه …
چراغ خونه خاموشه …
.
.
لامصب فیوز کنتورو رو چرا بردی با خودت آخه

..................................................................

.
.
.
.
من که با تو تعارف ندارم
اگه چیزی بود همون بالا می گفتم دیگه !!!

 

ادامه مطلب:اس ام اس سرکاری

راننده ترسو

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: یك سخن  شماره:655 ششم بهمن 87

مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!"

  • جدیدترین عناوین

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :

لینك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس