تبلیغات
مجله ایرانی - مطالب ابر جشنواره

مجله ایرانی

ما برای دل شما مطلب جمع آوری میكنیم...

فیلم «عزیمت»، نامزد اسكار بهترین فیلم خارجی 2009، در جوایز آكادمی ‌فیلم ژاپن موفق به دریافت 10 جایزه برتر شد.

به گزارش ایسنا ، سی‌ودومین مراسم سالانه اعطای جوایز آكادمی‌فیلم ژاپن شب گذشته برگزار شد و فیلم «عزیمت» ساخته «یوجیرو تاكیتا» درحالی 10 جایزه برتر را به‌خود اختصاص داد كه فردا (یكشنبه) برای دریافت جایزه اسكار بهترین فیلم خارجی رقابت خواهد كرد.

این فیلم كه در 13 بخش نامزد دریافت جوایز آكادمی ‌فیلم ژاپن بود ، توانست در بخش‌های بهترین فیلم ، بهترین كارگردانی ، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگرهای نقش مكمل مرد و زن، بهترین فیلمنامه ، بهترین تدوین ، بهترین فیلمبرداری ، بهترین نورپردازی و صدا‌گذاری جوایز برتر را به‌دست آوردند.

این فیلم كه با بودجه سه میلیون دلاری ساخته شده، با فروش 32 میلیون دلار یكی از موفق‌ترین فیلم‌های سینمای ژاپن در سال 2008 بوده است.

در مراسم دیشب، فیلم «شوالیه تاریكی» موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی شد.

شوخی تلخ عزرائیل با پیرمردها

هنوز هم این تعارف را با خودمان كنار نگذاشته‌ایم كه بپذیریم اصلی‌ترین بخش جشنواره فیلم‌‌فجر، همان بخش مسابقه سینمای ایران است و اضافه و كم كردن بخش‌های دیگر، جز حجیم كردنش فایده دیگری ندارد.

هر كدام از بخش‌های دیگر جشنواره مثل مستند و فیلم كوتاه در جشنواره‌های تخصصی دیگری كه مخصوص خودشان برگزار می‌شود ، به اندازه كافی مورد توجه قرار می‌گیرند و برگزاریشان به این شكل، نه به اعتبار آن شاخه از فیلمسازی كمك چندانی می‌كند و نه آن رونق و شور و حالی را كه فیلمسازان مستند یا فیلم كوتاه در جشنواره‌های مخصوص خودشان تجربه می‌كنند، برایشان تكرار می‌كند.

اما از آنجا كه نرود میخ آهنین بر سنگ، پس مجبوریم به همین روال تن بدهیم و حتی ادامه‌اش با همین شكل و شیوه را بپذیریم؛ بنابراین دست به نقد به چند تا از فیلم‌های اكران شده در این بخش پرداخته ایم.

تم «خانه فاطمه كجاست؟»، جستجو و تلاش و پیگیری و سماجت تا رسیدن به نتیجه است. در ضمن این بار هم مثل بیشتر فیلم‌هایی كه بچه‌ها در آن نقش اصلی را دارند، یك كودك تلاش می‌كند با انجام یك كار به درد بخور برای بزرگ‌ترها قابلیت‌هایش را به آنها ثابت كند.

علاوه بر این پای موضوعی مثل نذر و نیاز هم وسط است و همین به ماجرا ابعاد دیگری می‌دهد. زنی كه نذر دارد هر سال مواد آش نذریش را از 7 زن كه اسمشان فاطمه است بگیرد، مریض می‌شود و پسرش كه نمی‌تواند ناراحتی مادر را تحمل كند ، توی برف و بوران شال و كلاه می‌كند و راه می‌افتد كه نذر هفت فاطمه مادر زمین نماند اما پس از زحمت زیادی كه می‌كشد ، كیسه نذری‌هایش از دستش می‌افتد توی دره و رودخانه و او خسته و ناراحت و دست خالی از دهات اطراف برمی‌گردد اما می‌بیند كه رود خورجینش را به روستایشان رسانده و حالا بساط آش نذری هم برپاست.

كوه‌های پر از برف چهارمحال و بختیاری برای حرفه‌ای‌های سینما هم لوكیشن سختی است، چه رسد برای یك فیلم كوتاه 15 دقیقه‌ای؛ بنابراین جسارت فریدون نجفی برای ساخت ششمین فیلمش قابل تقدیر است، ولی این باعث نمی‌شود كه ضعف اصلی فیلم پوشیده بماند. بخش زیادی از فیلم برای جستجوی پسرك می‌گذرد.

فیلم درست جایی تمام می‌شود كه گره اصلی داستان تازه شروع شده و خورجین نذری‌ها توی آب افتاده است، اما در نمای بعدی می‌بینیم كه پسرك به خانه برمی‌گردد و می‌بیند آب كیسه‌اش را به آنجا رسانده و آنها مشغول پختن نذری‌اند. به هر حال انتخاب این فیلم نشان می‌دهد كه گرچه در بخش فیلم كوتاه بخش مستقلی برای آثار معناگرا وجود ندارد، ولی این ویژگی به صورت طبیعی در انتخاب فیلم اول این بخش بی‌تاثیر نبوده است.

كلیدهای رویا

تم «كلیدهای رویا» هم تلاش برای آزادی و رهایی است. آدمكی كه با چیزهای بی مصرف و به دردنخور ساخته شده و حالا در یك صندوقچه محبوس شده، با همان ابزار و وسایل راهی برای آزادی و رهایی خودش پیدا می‌كند؛ اما شیوه اجرا و زبان كار خیلی كودكانه نیست و زمان 14 دقیقه‌ای‌اش هم می‌توانست خیلی كوتاه‌تر از این باشد. برای همین طولانی‌تر از چیزی كه باید، به نظر می‌رسد.

یك نكته حاشیه‌ای هم این كه وقتی سارا نامجو در اولین تجربه‌اش كه پایان نامه فوق‌لیسانسش هم هست، از موسیقی محسن نامجو استفاده كرده، احتمال نسبت او با این خواننده جدید و پرطرفدار بیش‌تر می‌شود.

باید خوشحال بود یا ناراحت از این كه فیلم تقدیر شده بخش فیلم كوتاه یك انیمیشن است؟ به نظرم نفس حضور پررنگ فیلم‌های پویانمایی خیلی هم جای خوشحالی دارد ولی اگر واقعا این اتفاق عمدی و آگاهانه رخ داده است، می‌شود پرسید چرا جایزه مستقلی برای انیمیشن در نظر گرفته نمی‌شود كه جا برای فیلم‌های زنده تنگ نشود و رقابت در هر بخش هم بیشتر معنا پیدا كند؟ نكته دیگر این كه به نظر شما این كه تقریبا درصد بالایی از آنها فقط در یك موسسه  آن هم دولتی  تولید شده، نباید این خوشحالی را كم كند؟

برفك

كار كردن توی برف و سرما همان قدر جذاب و وسوسه‌كننده است كه سخت و طاقت‌فرسا.

مخصوصا برای فیلمسازی مثل نقی نعمتی كه تجربه فیلم بلند «آن سه» را هم در چنین فضایی پشت‌سر گذاشته است. گرچه معلوم نیست برفك 13 دقیقه‌ای را پیش از آن ساخته یا بعدش.

برفك كه به سفارش وزارت نفت ساخته شده، داستان یك خطی دارد. راننده یك نفتكش در راه رساندن نفت به یك منطقه دورافتاده، سر راهش یك مطرب را به یك مراسم عروسی می‌رساند، اما خودش نصف شب توی برف گرفتار می‌شود. بعد هم در آخرین لحظاتی كه از تلاش برای زنده ماندن ناامید می‌شود، سر و كله عده‌ای پیدا می‌شود كه او را نجات بدهند.

طرح برفك آنقدر تكراری و بی‌قلاب است كه حتی نمی‌شود گفت داستان فیلمنامه‌اش خوب جمع نشده است. با این حال نعمتی تاكید می‌كند كه می‌خواسته با این فیلم ثابت كند با یك سوژه سفارشی هم می‌شود یك فیلم خوب ساخت، اما توضیح نداده از كجا مطمئن است كه برفك فیلم خوبی است.

خیلی خوب است كه فیلمسازان و كلا هنرمند جماعت بتوانند منابع مالی كارهایشان را راحت تامین كنند و این توانایی را داشته باشند كه با كارشان هم سفارش‌دهنده‌ها را متقاعد كنند و هم فیلم خودشان را بسازند ولی به هر حال نتیجه كار باید چیزی باشد كه زمینه را برای بقیه هم فراهم كند و نه این كه پرونده این ماجرا را برای همیشه درهم بپیچد.

برفك اگر غیر از این هنری داشته باشد، جسارتش در تصویربرداری است و این كه توانسته با فرمت ویدئو تصاویر قابل باوری از تنهایی و مبارزه خاموش راننده در دل تاریكی و برف ثبت كند.

تناوب

وقتی همه یك فیلم كوتاه 11 دقیقه‌ای، در یك پلان  سكانس و در راهروهای تنگ و باریك قطار بگذرد، دیگر نباید شك نكنید كه با یك فیلم خیلی تجربی اساسی رو به رویید كه نباید ازآن توقع یك فیلم ساده یك خطی معمولی را هم داشته باشید.

گوشی یك دختر جوان در یك قطار دزدیده می‌شود و ما هر بار این دزدی را از یك زاویه دید جداگانه می‌بینیم تا بفهمیم این دزدی كار كیست، اما به دلیل همین تفاوت وقتی گوشی دختر پیدا هم می‌شود، باز فیلم تمام نمی‌شود و پایانی دیگر هم برایش رقم می‌خورد.

«تناوب» به قول سازنده‌اش مهدی فردقادری مثل یك ماهی است كه درست وقتی فكر می‌كنی به قصه‌اش احاطه پیدا كرده‌ای از دستت لیز می‌خورد. این پلان  سكانس 11 دقیقه‌ای در 40‌‌برداشت گرفته شده و فیلم نهایی یكی از 14 برداشتی است كه مورد تایید كارگردان بوده است.

چرا جایزه مستقلی برای انیمیشن در نظر گرفته نمی‌شود كه جا برای فیلم‌های زنده تنگ نشود و رقابت در هر بخش هم بیشتر معنا پیدا كند؟

جالب است بدانید به خاطر ساختار لابیرنتی و تودرتوی اجرایی فیلم، خود بازیگرها هم اشتباه می‌كرده‌اند كه كی از كدام واگن باید وارد شوند و كی از كدام واگن بیرون بروند، ولی نتیجه چیز بد و پرت و پلایی از كار درنیامده است.

 خب چه اشكالی دارد؟ بالاخره جای این جور كارها در همین فیلم كوتاه است دیگر. حالا وقتی مثل تناوب این تجربه و فرم گرایی از كار دربیاید، دیگر چه بهتر. 

پیرمردها نمی‌میرند

مرگ تلخ است، سخت است و با خودش غم و اندوه و ناامیدی می‌آورد. ولی همان قدر كه بودنش مصیبت است، نبودنش هم عذاب و دردسر دارد. «پیرمردها نمی‌میرند» مضمون نبود مرگ را در قالب یك داستان واقعگرایانه روایت كرده است. پیرمردی كه در  جوانی مسوول جوخه اعدام بوده و حالا در آرزوی مرگ است ولی به قول یكی از افراد روستا انگار عزرائیل با اهالی آن روستا قهر كرده كه 50 سال است از مرگ و میر خبری نیست.

این بی‌مرگی و در آرزوی مرگ بودن، آنقدر قوی است كه باعث می‌شود پیرمردها با محوریت همان پیرمرد اصلی انواع روش‌های خودكشی و رسیدن به مرگ را تجربه كنند، ولی طنز ماجرا اینجاست كه همه این روش‌ها ناموفق از كار درمی‌آید و این یعنی عزرائیل حسابی سر كارشان گذاشته است.

نقطه قوت فیلم 11‌‌دقیقه‌ای رضا جمالی این است كه توانسته یك موضوع گروتسك و طنز سیاه را در یك بستر رئالیستی روایت كند. جوری كه دور از ذهن نیست اگر بهتان بگویند این یك فیلم مستند است.

چرا سگ‌ها از گربه‌ها متنفرند؟

هیچ كس نمی‌تواند قانون صادر كند كه انیمیشن فقط و فقط برای خندیدن است، ولی رواج استفاده از این تكنیك برای زدن حرف‌های گنده گنده و فلسفی هم یك جور نقض غرض است. به هر حال اگر قبول كنیم كه هر چیزی باید سر جای خودش باشد، اصلی‌ترین توقعمان از انیمیشن هم این است كه لااقل بتواند یك لبخند ساده بنشاند گوشه لبمان. اتفاقی كه كار كمی است و متاسفانه این روزها از كمتر كسی برمی‌آید.

اما انیمیشن دو بعدی 12 دقیقه‌ای «چرا سگ‌ها از گربه‌ها متنفرند؟» كه لیدا فضلی آن را به عنوان پایان‌نامه كارشناسی ارشدش ساخته، برخلاف اسم عریض و طویل و پرطمطراقش داستانش را خیلی ساده می‌گوید و به خوبی از عهده خنداندن تماشاگرانش برآمده است. اجرای نرم و روان و رنگ‌آمیزی شیرین و كودكانه‌ای دارد كه اتفاقا همین خیلی جاها آدم را به خنده می‌اندازد.

اول آفرینش سگ و گربه توی یك صف پشت سر هم ایستاده‌اند كه ببینند وقتی پا توی دنیا می‌گذارند چه كاره‌اند. ولی گربه دزدكی مقدرات سگ را می‌بیند و به او حسادت می‌كند و سرنوشت او را با خودش جابه‌جا می‌كند. این جوابی است كه فضلی در فیلمش برای این سوال فلسفی پیدا كرده، ولی نقطه قوت كار غیر از این داستان یك خطی، در ریزه كاری‌ها و طنزهای ظریفی است كه در ارائه قصه‌اش به كار برده است.

آینه

یك راننده كامیون كه زمان جنگ رزمنده‌ها را به جبهه می‌برده، حالا مامور برگرداندن تابوت‌های آن هاست. فیلم بین واقعیت و خیال این راننده در نوسان است و وسیله‌ای هم كه برای این تمهید استفاده شده، آینه بغل كامیون است. او در آینه رزمنده‌ها را می‌بیند و كمی با خاطراتش كلنجار می‌رود تا بعد در نمای لانگ و طولانی پایانی ببینیم چیزی كه بار كامیونش است، تابوت‌هایی است كه دورشان پرچم پیچیده‌اند و در حقیقت جنازه آنهاست.

این ایده كه علی خسروی آن را به شیوه 35 میلی‌متری ساخته، خیلی لحظه‌ای‌تر از آن است كه حتی كشش 4 دقیقه را هم داشته باشد، هرچند به ادعای خودش فرهاد توحیدی به عنوان مشاور فیلمنامه در جریان جزء به جزء تغییرات فیلمنامه بوده باشد و هرچند به تناسب زمان كوتاهش تلاش كرده زبانش تصویری باشد و هیچ دیالوگی هم نداشته باشد.

در مراسم اختتامیه جشنواره بین المللی فیلم 100 كه در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد، برگزیدگان این جشنواره معرفی شدند.
به گزارش فارس، مراسم اختتامیه جشنواره بین المللی فیلم 100  عصر امروز در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد و برگزیدگان این جشنواره معرفی شدند.

در این مراسم كه با 40 دقیقه تاخیر آغاز شد، در بخش‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و پایداری نفرات برتر زیر موفق به كسب تندیس طلایی ششمین جشنواره بین المللی فیلم 100 شدند:

* بخش اقتصادی: «آیدا پوربختیاری» با فیلم «دنیای الكترونیكی»

* بخش فرهنگی: «سید‌عباس شفیعی» با فیلم «سیاره»

* بخش اجتماعی: «ماه‌منیر خاجی» با فیلم «چرخ گردون»

* بخش پایداری: «سید جواد حسینی» با فیلم «پاتك»

جشنواره کن 2009

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: اخبار جهان   شماره:1828 بیست و ششم بهمن 87

در فاصله دو روز به پایان پنجاه و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین نگاه‌ اهالی سینما متوجه شصت و دومین جشنواره فیلم کن است که اردیبهشت سال آینده برگزار می‌شود.

1
 مراسم اختتامیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر / باران كوثری
2
 مراسم اختتامیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر / رسول صدر عاملی
3
 مراسم اختتامیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

ادامه مطلب:عكسهای مراسم اختتامیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

  • جدیدترین عناوین

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :

لینك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس