تبلیغات
مجله ایرانی - مطالب ابر بیوگرافی

مجله ایرانی

ما برای دل شما مطلب جمع آوری میكنیم...

زندگینامه - اوباما

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: زندگینامه  شماره:4075 بیست و نهم مهر 90

باراک حسین اوباما دوم (به انگلیسی: Barack Hussein Obama II) (متولد ۴ اوت ۱۹۶۱ ایالت هاوایی)، عضو حزب دمکرات ایالات متحده آمریکا، سناتور جوان ایالت ایلینوی، چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و برنده جایزه صلح نوبل است.[۲] او از سال ۲۰۰۷ با برپایی کمپین انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دمکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا شناساند. اوباما از زمان کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا، پایان دادن به جنگ عراق را مطرح کرد و در سوم ژوئن سال ۲۰۰۸ به عنوان نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شد.

وی چهار سال از دوران نوجوانی خود را در جاکارتا گذرانید، و زاده پدری کنیایی است. او یک مسیحی فرقه پروتستان و از شاخه کلیسای متحد مسیح (United Church of Christ) است.

اوباما پنجمین رئیس جمهور چپ دست آمریکا در میان هفت رئیس جمهور اخیر این کشور (از جرالد فورد در ۱۹۷۴) تاکنون است.

در مراسم تحلیف وی به مقام ریاست جمهوری در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، در حدود دو میلیون نفر در سرمای صفر درجه در واشنگتن دی سی گردهم آمدند تا شاهد مراسم شروع دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشند.

 

زندگی شخصی

اوباما و همسرش میشل

باراک حسین اوباما ۴ اوت ۱۹۶۱ در ایالت هاوایی متولد شد.[۷] او فرزند یک کنیایی سیاه‌پوست و یک زن سفیدپوست از اهالی ویچیتا ایالت کانزاس است.[۸] اما زمانی گذشته و بالاخره این ازدواج منجر به جدایی شد.[۹]

اگرچه پدر و پدرخوانده او هردو مسلمان بودند؛ اما او یک مسیحی بار آمده و در ۴ سالگی که در اندونزی زندگی می‌کرد، به جای شرکت در مدرسه «مکتب مذهبی مسلمانان» به مدارس کاتولیک و یا سکولار رفته‌است.[۱۰] اوباما هم‌اکنون نیز عضو کلیسای متحد می‌باشد.

تحصیلات

پدر و مادر اوباما در دانشگاه هاوایی در مانوا با یکدیگر آشنا شده بودند. مادر اوباما با وجود مشکلات عدیده موفق شده بود در رشته مردم‌شناسی در همان دانشگاه مدرک دکترا دریافت کند.[۱۱]

اوباما نخست در ۱۹۸۳ لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل [۱۲] از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. در سال ۱۹۸۸ پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن کمک هزینه تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. در هاروارد سرعت پیشرفت اوباما چنان شتاب یافت که در سال دوم تحصیل خود در هاروارد به ریاست ژورنال مشهور نشریه قانون هاروارد انتخاب گردید[۱۳]. او اولین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی بود. وی در دوران ریاست خود به این سازمان که توسط نیروهای متخاصم دانشجویی اصولگرا و لیبرال منفصل گشته بود، تعادل بخشید.[۱۴] اوباما بزودی دکترای حقوق[۱۵] خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه «افتخار» (به لاتین: magna cum laude) دریافت نمود. پس از فارغ التحصیل شدن به شیکاگو بازگشت و کارش به عنوان وکیل حقوق مدنی را آغاز کرد. باراک اوباما از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی (به انگلیسی: constitutional law) در دانشگاه شیکاگو اشتغال داشت.[۱۶]

زندگی سیاسی

اوباما در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ وارد سنا شد.با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت. او«پیت روز»، کهنه سرباز قدیمی در امور سیاست ملی را به عنوان رییس ستاد خود انتخاب کرد.وی با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.[۱۷] او همچنین «کارن کورن بلو» اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، «آنتون لیک» و «سوزان رایس» را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.

اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده‌است. وی تنها سناتوری است که عضو کمیتهٔ حزبی سیاهان کنگره‌است.«سی کیو» که هفته نامه‌ای فرا حزبی است، او را براساس تمام آرا و مصوبات سنا بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ وفادارترین دموکرات معرفی کرده‌است. وی همچنین براساس نظرسنجی انجام گرفته از سوی مجلهٔ نشنال ژورنال به عنوان لیبرال‌ترین سناتور در سال ۲۰۰۷ انتخاب شده‌است.[۱۸]

ستاد انتخابات ریاست جمهوری

اوباما به همراه طرفدارانش در نیوهمپشر در مبارزات انتخاباتی

باراک اوباما در فوریه سال ۲۰۰۷ در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ خواهد بود. ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب ۵۴ میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال ۲۰۰۷ شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظر سنجی‌ها نشان داد که او با سناتور هیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دمکرات رقابتی تنگاتنگ دارد همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف ۳ درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت.

هزینه انتخاباتی

در سپتامبر ۲۰۰۷، اوباما در پرسشنامه‌ای در برابر سؤال آیا مایل هستید در سیستم تأمین مالی دولتی شرکت کنید، جواب «آری» داد. او اضافه کرد که فعالانه در جهت کسب توافق برای استفاده از بودجه دولتی در انتخابات عمومی، کوشش خواهد کرد.با این حال اوباما تا ابتدای سال۲۰۰۸ موفق به جمع آوری مبلغی رکورد شکن معادل ۲۳۴ میلیون دلار از طریق کمک‌های اهدایی خصوصی گردیده‌است.[۱۹]

در ژانویه ۲۰۰۸، اوباما موفق شد ۳۲ میلیون دلار کمک دریافت کند، در حالی که هیلاری کلینتون مجبور شد برای مبارزات انتخاباتی از حساب شخصی خود پنج میلیون دلار برداشت کند.[۲۰]

در آوریل ۲۰۰۸ سناتور اوباما ۴۲ میلیون دلار خرج فعالیت‌های انتخاباتی خود کرد که فاصله زیادی با ۹ میلیون دلار مخارج سناتور هیلاری کلینتون دارد.[۲۱]

باراک اوباما در رسانه‌ها

در یک بازی بسکتبال با ارتشیان آمریکایی مستقر در جیبوتی

  • هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، اوباما در مقام سوم در ردهٔ «بانفوذترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت.[۲۲]

جنجال کشیش جرمایا رایت

در آوریل ۲۰۰۸ باراک اوباما، در واکنش به سخنان جرمایا رایت کشیش سابق خود گفت: از نظراتی که از جانب آقای رایت بیان می‌شود عصبانی ام و دلتنگ شده‌ام. او همچنین سخنان جرمایا رایت را تفرقه انگیز و مخرب و در جهت منافع افرادی دانست که برای افزایش تنفر نژادی تلاش می‌کنند. جرمایا رایت دولت آمریکا را به بدرفتاری با سیاهان و انتشار عمدی ویروس عامل بیماری ایدز بین آنها متهم کرده‌است. به گفته جرمایا رایت، سیاهان آمریکا باید به خاطر ادامه بدرفتاری دولت با خود بگویند: خداوند آمریکا را به خاطر برخورد غیرانسانی با شهروندانش لعنت کند.

اوباما در واکنش به سخنان جنجالی جرمایا رایت درباره دولت آمریکا گفت: بر این باورم این سخنان تصویر درستی از دیدگاه کلیسای سیاهپوستان آمریکا ارائه نکرده‌است، این سخنان ارزش‌ها و باورهای من را به تصویر نمی‌کشد.

باراک اوباما همچنین سعی کرد از آقای رایت فاصله بگیرد. او گفت: جرمایا رایت دیگر آن فردی نیست که بیست سال پیش دیده بودم. هر رابطه‌ای که با او داشتم در نتیجه سخنان او تغییر کرده‌است.[۲۳]

موضع گیری‌های سیاسی

اوباما و بایدن در ایلینوی

اوباما از اولین مخالفان سیاست‌های دولت بوش در عراق بوده‌است. در دوم اکتبر ۲۰۰۲ روزی که کنگره مصوبهٔ جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در اجتماع بزرگی از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.

در ۱۶ مارس ۲۰۰۳، هنگامی که جورج بوش اولتیماتوم چهل و هشت ساعته‌ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ «دیر نشده است».[۱۸] این مساله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال ۲۰۰۴ که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد.

اوباما به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را مشخص کرده با این حال در برخی موضوع‌ها چون آموزش و جلوگیری از بیماری ایدز نیز با همکاران جمهوریخواه خود همکاری کرده‌است.[۱۰]

تحریم ایران

باراک اوباما در ژوئن ۲۰۰۷ طرحی را به مجلس آمریکا ارائه کرد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایه‌های خود از ایران تشویق می‌کند. به گفته سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود و حمایت از گروه‌های تروریستی در خاورمیانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکت‌ها برای قطع روابط مالی با ایران اثر تحریم‌ها را افزایش می‌دهد.[۲۴]

اسرائیل

درآوریل ۲۰۰۸، در مناظره نود دقیقه‌ای بین هیلاری کلینتون وباراک اوباما که از شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی آمریکا پخش شد. اوباما در پاسخ به واکنش او به حمله ایران به اسرائیل گفت: آمریکا اقدام مناسب را انجام خواهد داد.[۲۵]

وی در سخنرانی‌ای در تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۰۸ میلادی که در کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (AIPAC) انجام گرفت، گفت که اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ «هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد». وی همچنین ایران را «بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و گفت: «خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم».[۲۶][۲۷]

وی همچنین «اورشلیم» را پایتخت تقسیم‌ناشدنی اسرائیل خواند.[۲۸]

محبوبیت

در میان طرفداران در شهر هارتفورد

باراک اوباما اولین بار با ایراد سخنرانی اصلی در گردهمایی حزب دموکرات آمریکا درسال ۲۰۰۴ توجه بسیاری را در عرصه ملی و بین المللی جلب کرد. اوباما در این سخنرانی، که «جسارت امید» نام داشت، با تکیه بر زندگی و تاریخچه شخصی خودش به صحبت درباره آرمان‌های آمریکا پرداخت:

«پدر من با کار زیاد و پشتکار توانست فرصت درس خواندن در مکانی جادویی به‌نام «آمریکا» را بیابد. کشوری که مهد آزادی و فرصت برای بسیاری از آنهایی بود که پیشتر به این کشور آمده بودند »

باراک اوباما بعد از پیروزی چشمگیر خود در سال ۲۰۰۴ که چند ماه پس از این سخنرانی بو دبه چهره محبوب رسانه هاو شخصیتی قابل توجه در واشنگتن تبدیل شد که دو کتاب پرفروش نیز به نام خود منتشر کرده‌است، اولی «رویاهایی از پدرم» که نه سال پیش از وارد شدن به مجلس سنا نوشته شده و متشکل از خاطرات اوست. دومی «جسارت امید: اندیشه‌هایی در بازپس‌گیری رویای آمریکایی» که بیانگر افکارش راجع به تاریخ و وضعیت کنونی ایالات متحده‌است. اوباما از حمایت اپرا وینفری، یکی از ستارگان محبوب تلویزیون آمریکا برخوردار است. این ستاره نه تنها از او خواست که نامزد انتخابات شود بلکه در تبلیغات انتخاباتی او نیز تلاش فعال دارد.[۱۰]

شخص سال مجله تایم

مجله تایم که در آخرین شماره هر سال خود چهره،گروه،یا موضوعی را به عنوان شخص سال برمی‌گزیند در آخرین شماره سال ۲۰۰۸ باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده را به عنوان شخص سال برگزید،این مجله باراک اوباما را به خاطر داشتن اعتماد به نفس جهت ترسیم آینده‌ای روشن و جاه طلبانه در روزگاری تیره و تار[۲۹]و همچنین به این علت که وی توانست به رغم تجربه کم با فائق آمدن بر دو نامزد قدرتمند و نیز تبعیض‌های نژادی به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و نخستین رییس جمهور سیاه پوست این کشور انتخاب شود مستحق دریافت این عنوان دانسته‌است.[۳۰]

انتخاب به عنوان نماینده حزب دموکرات

باراک اوباما به عنوان اولین سیاه‌پوست در تاریخ کشور آمریکا که در پی یک مبارزه انتخاباتی طولانی بر رقیبش هیلاری کلینتون پیروز شده بود نماینده حزب دموکرات در انتخابات سال ۲۰۰۹ انتخاب گردید.[۳۱]. سرانجام در تاریخ ۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ تنها رقیبش هیلاری کلینتون از رقابت دست کشید و گفت به طور کامل از آقای اوباما حمایت می‌کنم[۳۲].

رقابت با مک کین

پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دمکرات و پیروزی اوباما،رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم می‌کند.[۳۳] در نقطه مقابل اوباما در اظهار نظری مک کین را جیره خوار شرکت‌های نفتی دانست ولی توکر بوندز سخنگوی مک کین با رد این اظهارات اعلام کرد که این سناتور اوباما بود که به لایحه انرژی بوش - چنی که معاهده‌ای پرسود برای کمپانی‌های نفتی بود رای مثبت داد و نه جان مک کین.[۳۴]در اوت ۲۰۰۸ باراک اوباما جوزف بایدن را به معاونت خود در این رقابت انتخاباتی برگزید[۳۵]

پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری

باراک اوباما در مراسم ادای سوگند ریاست‌جمهوری

بارک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۲۰۰۸ که در ۴ نوامبر برگزار شد، با کسب ۳۶۵ رأی الکترال رقیب خود مک کین را که ۱۷۳ کارت الکترال را به دست آورده بود، شکست داد به پیروزی رسید[۳۶][۳۷] اوباما ۵۲٫۹٪ و مک کین ۴۵٫۷ ٪ از کل آراء را به دست اوردند. و از ۵۰ ایالت آمریکا، در ۲۸ ایالت اوباما و در ۲۲ ایالت مک کین پیروز شد.

همزمان در کنیا زادگاه او و جزیره اوباما در شرق آسیا که همنام اوست مردم به شادمانی پرداختند تا نخستین رئیس جمهور رنگین پوست و آفریقایی‌تبار آمریکا پس از ۴۳ ریاست جمهوری وارد کاخ سفید شود.[۳۸] دوران ریاست جمهوری او از ۲۰ ژانویه، ساعت ۱۲ ظهر به وقت شرق آمریکا آغاز شد[۳۹].

اوباما در اولین سخنرانی پس از پیروزی در انتخابات در گرانت پارک، شیکاگو همهٔ مردم آمریکا را پیروز انتخابات خواند.

«جوان و پیر، ثروتمند و فقیر، دموكرات و جمهوریخواه، سیاه، سفید، اسپانیایی‌زبان، آسیایی، سرخ‌پوست، هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا، معلول، غیرمعلول. این آمریكایی‌ها به جهان پیغام دادند كه ما هرگز مجموعه افراد یا مجموعه ایالات قرمز و ایالات آبی نبوده‌ایم. ما امروز و همیشه ایالات متحده آمریكا هستیم و خواهیم بود.[۴۰] »

دوران ریاست جمهوری

باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده روز ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ رسما کار خود را به عنوان رئیس جمهور آغاز کرد.در حال حاضر در کابینه اوباما جوزف بایدن به عنوان معاون اول منتخب و رام امانوئل به عنوان ریاست کارکنان کاخ سفید و هیلاری کلینتون به سمت وزیر امور خارجه انتخاب شده‌اند.[۴۱][۴۲]

برنده جایزه صلح نوبل

نوشتار اصلی: جایزه صلح نوبل (۲۰۰۹)

درسال ۲۰۰۹،کمیته نروژی صلح نوبل به علت «تلاش فوق‌العاده برای تقویت دیپلماسی بین‌المللی و ترغیب به همکاری میان مردم» جایزه صلح نوبل سال را باراک اوباما اهدا کرد.[۴۳][۴۴]پیش از اوباما دو رئیس جمهور دیگر آمریکا این جایزه را در زمان ریاست جمهوری خود دریافت کرده بودند ولی اوباما اولین رئیس جمهوری آمریکاست که در اولین سال ریاست جمهوری دریافت کرده‌است.اهدای این جایزه باعث برانگیخته شدن واکنش‌های حمایتی و انتقادی از سوی برخی رهبران جهان شد

زندگینامه - رجایی

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: زندگینامه  شماره:4074 بیست و نهم مهر 90


 

برگرفته از كتاب « روزها و رویدادها جلد دوم » تآلیف : جمعی از نویسندگان

شهید محمد على رجایى ، در سال 1312 هجری قمری در شهرستان قزوین متولد شد، تحصیلات ابتدایى را تا اخذ گواهینامه ششم ابتداى در همین شهرستان به انجام رساند. در سن چهار سالگى از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تكفل مادر مهربان و منیع الطبع قرار گرفت . در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و سال بعد یعنى در 1328 وارد نیروى هوایى شد. در مدت 5 سال خدمت در نیروى هوایى ، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسراى عالى رفت و به سال 1338 دوره لیسانس خود را در رشته ریاضى به پایان برد و به سمت دبیر ریاضى به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به ترتیب در شهرستانهاى خوانسار، قزوین و تهران به تدریس ، اشتغال ورزید.
شهید رجائى در مدت تدریس ، همیشه آموزگارى دلسوز، پركار و شایسته بود و ضمن تدریس ، به فرا گرفتن علوم اسلامى و انجام فعالیتهاى سیاسى همت مى گماشت . در سال 1340 به عضویت نهضت آزادى در آمد كه منجر به دستگیرى وى (در اردیبهشت 1342) و پنجاه روز زندان شد. پس ‍ آزادى از زندان با شهید باهنر به سازماندهى مجدد هیات موتلفه پرداخت و براى پرورش افرادى كه بتوانند نبردى مسلحانه را اداره نمایند به اعزام داوطلبانى به جبهه فلسطین دست زد. در همین رابطه و براى تكمیل برنامه مزبور (در سال 1350) خود شخصا به خارج از كشور سفر كرد. ابتدا به فرانسه و تركیه رفت و از آنجا عازم سوریه شد.
شهید رجایى همگام با فعالیتهاى سیاسى لحظه اى نیز از خدمات فرهنگى غافل نبود از آن جمله تدریس در مدارس كمال و رفاه ، همكارى با بنیاد رفاه و تعاون اسلامى با همكارى شهید مظلوم آیت الله دكتر بهشتى و شهید دكتر باهنر و آیت الله هاشمى رفسنجانى .
ایشان با نهایت شجاعت و شهامت مدت دو سال ، در زندانهاى انفرادى رژیم پهلوى انواع و اقسام شكنجه ها را تحمل نمود و چون كوهى استوار مقاومت كرد. در اثر این مقاومتها او را به زندان قصر و سپس به اوین فرستادند. او در زندان به ماهیت واقعى منافقین پى برد و از آنها تبرى جست . دوران زندان مجموعا چهار سال به درازا كشید و شهید رجائى در سال 1357 با اوج گیرى انقلاب اسلامى همراه دیگر زندانیان سیاسى آزاد شد و بلافاصله وارد مبارزات سیاسى و فرهنگى گردید و به اتفاق عده اى از همكارانش براى بسیج و سازماندهى مبارزات مخفى معلمان مسلمان ، تلاش گسترده اى را آغاز كرد و موفق به ایجاد انجمن اسلامى معلمان شد. او در راه پیماییهاى عظیم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان كوشید و نقش ‍ موثرى در فعالیتهاى تبلیغاتى آنها داشت .
شهید رجائى پس از پیروزى انقلاب اسلامى و در سال 1358، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتى كردن كلیه مدارس شد. سپس به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى انتخاب گردید و به دنبال تمایل مجلس شوراى اسلامى در تاریخ 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر جمهورى اسلامى ایران به مجلس معرفى و با راى قاطع به نخست وزیرى انتخاب شد. شهید رجائى در این مسئولیت خطیر، على رغم این كه به فاصله بسیار كوتاهى با توطئه عظیم استكبار جهانى در ایجاد جنگ تحمیلى از سوى رژیم صدام روبرو شد و همچنین كارشكنى هاى بنى صدر و متحدانش و خرابكاریهاى منافقین و ساواكیها را در پیش رو داشت ، اما توانست به بهترین وجه از عهده انجام وظایف و مسئولیتهاى سنگین خود بر آید.
به دنبال عزل بنى صدر از ریاست جمهورى ، شهید رجائى با راى اكثریت مردم محرومى كه شاهد تلاشهاى صادقانه ((این فرزند صدیق ملت و مقلد با وفاى امام ((ره )) بودند به ریاست جمهورى انتخاب شد. دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى كه توان تحمل وجود این مایه امید مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند در هشتم شهریور ماه 1360 او را به همراه یار قدیمى اش شهید باهنر در انفجار دفتر نخست وزیرى به شهادت رساندند.

زندگینامه - امیرکبیر

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: زندگینامه  شماره:4073 بیست و نهم مهر 90

 سابقه روابط بهاء و میرزا آقاخان، به دوران پدرشان بر می گردد. میرزا عباس نوری ، پدر حسینعلی بها با نویسندگی در دفتر لشکر (اداره حسابداری وزارت جنگ) که ریاست آن با میرزا اسد الله خان نوری، پدر میرزا آقاخان بود، راه را برای تعامل فرزندش با صدر اعظم آینده ایران باز کرد. بعدها هم میرزا آقاخان نوری به جرم این که دردستگاه میرزا آقاسی ایجاد فتنه می کند، توسط وی تنبیه بدنی و جریمه مالی و به کاشان تبعید شد و چون توان پرداخت وجه را نداشت ، بها به کمک او آمد و پول لازم را برای او تهیه کرد و در طول تبعید نیز به وی کمک مالی داد.

بهائیان ادامه بابیه بودند که توسط امیر کبیر به شدت گوشمالی دیده بودند. مهدی بامداد، یکی از اقدامات امیرکبیر در زمان صدارت را، در کنار «اصلاح امور مالیاتی ـ ارتش ـ تنظیم بودجه و تعدیل جمع و خرج مملکتی»، «قلع و قمع فتنه تجزیه طلبانه حسن خان سالار در خراسان»، «برافراشتن بیرق ایران در ممالک خارجه»، «تأسیس دارالفنون» و «ایجاد روزنامه وقایع اتفاقیه»، «فرونشاندن انقلاب بابیان» می داند و با اشاره به «شورش ها و انقلابات خونین» پیروان باب در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه در کشور می نویسد: «اگر عرضه، کفایت، درایت، لیاقت و مدیریت... امیرکبیر در امور نبود غائله و دامنه شورشها به این زودی ها خاموش نمی شد و در این صورت حتمی بود که وضع دولت و ملت ایران دگرگون می گردید» دکتر عبدالحسین نوایی نیز نقش امیر در سرکوبی بابیه را بسیار تعیین کننده می داند و معتقد است میرزا تقی خان... با قتل باب در تبریز و سرکوب کردن فتنه زنجان و نی ریز، بساط باب را در ایران واژگون ساخت و نگذاشت که ریشه فساد بیش از این در این سرزمین جایگیر گردد.نقش بی مانند امیر در سرکوب شورش بابیان، مورد تأیید و تصریح اکثریت قریب به اتفاق مورخان است.

گویا باب و افرادش همگی در صدد تغییر رژیم قاجاریه بوده و به جای آن، تمامی قوای خود را مصروف برپا شدن حکومت خود بیان کرده بودند و بی شک اگـر امـیـرکـبـیر نبود مسلماً به مقصود خود می رسیدند.

به هر روی بابیان به دلیل انحرافاتی که در دین ایجاد می کردند، با اقدام مردانه و به موقع امیر کبیر سرکوب شدند و رهبرشان، علی محمد که دستگیر و در قلعه چهریق آذربایجان به بند کشیده شده بود، پس از سرکوبی طرفدارانش از چهریق به تبریز آورده شد و پس از مناظره ای که با علمای تبریز کرد و ناصرالدین شاه هم در جلسه حضور داشت و در آن زمان ولیعهد بود و پاسخ های کودکانه ای که به مناظره کنندگان داد، چاره را در تسامح دید و توبه نامه ای نوشت و تمام ادعاهای خود را پس گرفت و در روز دوشنبه ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ تیر باران شد.

پس از این واقعه یحیی نوری ملقب به صبح ازل جانشین او شد. وی با برادرش میرزا حسین علی، معروف به بهاءاللَّه به عراق تبعید شدند. در عراق بین این دو برادر اختلاف افتاد و هر کدام خود را جانشین علی محمد باب معرفی کردند.دولت عثمانی این دو را به قبرس و فلسطین تبعید کرد. عباس اقبال در این باره در تاریخ ایران(۸۲۳) می گوید:«.....بین پیروان او بر سر جانشینی باب اختلاف شد.

جمعی قلیل جانب میرزا یحیی معروف به صبح ازل را گرفتند و طایفه ای دیگر که اکثریت یافتند، تابع میرزا حسینعلی بهاءالله شدند و این دو تن از اهل نور مازندران و از طرف پدر، برادر یکدیگر بودند و ابتدا نیز با هم موافقت داشتند، لیکن کمی بعد بین ایشان رقابت در گرفت و اتباع بهاءالله یعنی بهائیه به دشمنی با پیروان صبح ازل یعنی ازلیه قیام نمودند و ازلیان در اقلیت افتادند.»از نامه سلیمان خان تبریزی (از عناصر مهم بابیه) پس از تبعید امیرکبیر به کاشان خطاب به سید جواد کربلایی (یکی از سرکردگان بهایی) برمی آید که بابیان به حکومت میرزا آقاخان خوش بین بودند و صدارتش را مایه پـیـشـرفـت کـارشـان مـی شـمـردنـد.

سـلـیـمان خان می نویسد: «امیرنظام بحمدالله تمام شد، معزول ابدی گردید. الان در باغ فین کاشان محبوس است. میرزا آقا خان اعتمادالدوله وزیر و صدراعظم گردید. ان شاء الله امورات بهتر نظم خواهد گرفت. البته جناب ایشان (حسینعلی نوری) باید خیلی زود تشریف فرما شوند که وجود مبارک ایشان مثمر ثمر است»

نقش فعال میرزا حسینعلی در اقدامات بابیان و تصمیم جدی امیرکبیر برای فرونشاندن قیام ها و شورش های آنان موحب شد که وی از میرزا حسینعلی بخواهد ایران را به قصد کربلا ترک کند و او در شعبان ۱۲۶۷ به کربلا رفت اما چند ماه بعد، پس از برکناری و قتل امیر کبیر،در ربیع الاول ۱۲۶۸، و صدارت یافتن میرزاآقاخان نوری، به دعوت و توصیه شخص اخیر به تهران بازگشت. در شوال ۱۲۶۸، حادثه تیراندازی دو تن از بابیان به ناصرالدین شاه پیش آمد و بار دیگر به دستگیری و اعدام بابی ها انجامید.

از نظر حکومت مرکزی، قرائن و شواهدی برای نقش میرزا حسینعلی نوری در طراحی این سوء قصد وجود داشت که به دستگیری او اقدام شد.وی در نامه معروف به لوح شیخ از مداخله در آن تبری جسته و حتی ادعا کرده که در زندان به احوال وحرکات حزب بابی می اندیشیده و قصد اصلاح و تهذیب آنان را داشته است. با این همه، بهاءالله احتمالاً به منظور مصون ماندن از تعقیب و دستگیری، که چه بسا به اعدامش می انجامید، مدتی در مقر تابستانی سفارت روس در زرگنده شمیران به سر برد و بنابر منابع بهائی، به رغم اصرار سفیر روس بر ادامه اقامت وی در آنجا و امتناع از تسلیم او به نمایندگان شاه، سرانجام سفیر از وی خواست که به خانه صدراعظم برود و به قول شوقی افندی در قرن بدیع(ج ۱،ص ۳۱۸): «ضمناً از مشارالیه (میرزا آقاخان نوری، صدراعظم ) به طور صریح و رسمی خواستار شد، امانتی را که دولت روس به وی می سپارد در حفظ وحراست او بکوشد و اگر آسیبی به بهاءالله برسد وحادثه ای رخ دهد شخص صدراعظم مسئول سفارت روس خواهد بود.»

توجه خاص سفیر روس به سرنوشت باب و بابیان، موجب شد که وی بعد از تسلیم میرزا حسینعلی به صدراعظم، هم چنان مراقب کار باشد و با پیگیری موضوع و «پیغام شدید»، موجبات رهایی او را از زندان فراهم آورد. میرزا حسینعلی به دستور حکومت ایران، باید تهران را به مقصد بغداد ترک می گفت. سفیر روس از وی خواست که به روسیه برود و دولت روس از او پذیرایی خواهد نمود، اما او نپذیرفت.

هنگام سفر تبعید نیز نماینده ای از سوی سفارت روس همراه کاروان بود با بیان دیگر نیز ناگزیر از ترک تهران و رفتن به بغداد شدند. منابع بهائی توجه دولت روس به سرنوشت میرزاحسینعلی نوری را به علاقه خاص دختر سفیر روس به وی پیوند می دهند.

زندگینامه - پینوشه

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: زندگینامه  شماره:4072 بیست و نهم مهر 90


پینوشه؛ دیکتاتور مخوف آمریکای لاتین 

ژنرال آگوستو خوزه رامون پینوشه اوگارته كه در ۲۵ نوامبر ۱۹۱۵ متولد شد، رهبری دولت نظامی شیلی را از ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ در اختیار داشت. وی در پی یك كودتای خشونت بار كه منجر به سرنگونی سالوادور آلنده گردید، به قدرت رسید. آلنده پزشك ماركسیستی بود كه به عنوان اولین رییس جمهور سوسیالیست شیلی بوسیله مردم برگزیده شد.
این كودتا كه به یك دوره پرتنش در روابط شیلی و آمریكا خاتمه بخشید، به پینوشه اجازه داد یك سری اصلاحات بنیادی نئولیبرال را اجرا و حقوق بشر را به صورتی گسترده نقض كند.در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ ارتش به رهبری پینوشه به كاخ ریاست جمهوری یورش برد و رییس جمهور آلنده را از قدرت خلع كرد.
پس از كودتا یك خونتا (حكومت نظامیان در منطقه آمریكای لاتین) به رهبری پینوشه تاسیس شد كه بلافاصله قانون اساسی را به حالت تعلیق درآورد، كنگره را منحل كرد، سانسور شدید برقرار نمود و فعالیت احزاب چپگرا را كه ائتلاف واحد خلق را به رهبری آلنده تشكیل داده بودند، ممنوع اعلام كرد.
وی به ترور رهبران چپ گرا اقدام كرد كه نتیجه این امر كشته شدن تقریبا ۳۰۰۰ نفر، زندانی وشكنجه شدن بیش از ۲۷ هزار نفر و تبعید و فراری شدن تعداد زیادی از مخالفان بود.كودتای نظامی شیلی در نوع خود یكی از بدنام ترین كودتاها در آمریكای لاتین بوده است، زیرا با وضع خشونت باری منجر به بمباران كاخ لاموندا و قتل رییس جمهور منتخب و قانونی كه در خارج نیز محبوبیت داشت، گردید و در مقطع كودتا نیز به شدت سركوبگر و خشونت بار ظاهر شد. همچنین وابستگی كودتا به آمریكا باعث شد تا در چارچوب جنگ سرد عملا دو طرف درگیر در داخل كشور به صورت عوامل دو قطب قدرتمند جهانی در صحنه حضور یافته و به منازعه بپردازند.پینوشه بلافاصله پس از كودتا اصلاحات اقتصادی بازار محور را اجرا كرد.

او اعلام كرد كه قصد دارد شیلی را نه به ملتی پرولتاریی بلكه به ملتی كارآفرین تبدیل كند. در راستای فرمول بندی خط مشی اقتصادی شیلی، پینوشه به گروهی موسوم به پسران شیكاگو اتكا داشت؛ كسانی كه اقتصاد را در دانشگاه شیكاگو فرا گرفته بودند و به شدت تحت تاثیر و نفوذ سیاست ها و نظریه های پولی میلتون فریدمن قرار داشتند. 
پینوشه دوره ای از آزاد سازی و خصوصی سازی اقتصادی را آغاز كرد. برای نیل به اهدافش، او قانون حداقل دستمزدها را حذف كرد و حقوق اتحادیه ها ی تجاری را ملغی اعلام كرد. همچنین نظام پرداخت حقوق بازنشستگی، صنایع دولتی و بانك ها را خصوصی كرد و مالیات بر ثروت و درآمد را كاهش داد. 
حامیان این سیاست ها (از جمله خود میلتون فریدمن) نام آن را معجزه شیلی نهادند چرا كه نرخ سرانه واقعی تولید ناخالص ملی شیلی از ۱۹۶۰ تا ،۱۹۸۰ ۳۵ درصد رشد داشت (از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ میلادی نیز این میزان به ۹۴ درصد رسید). اما مخالفان سیاست های اقتصادی پینوشه از جمله نوام چامسكی از دادن لقب معجزه به اقدامات صورت گرفته در شیلی و نتایج حاصله از آن امتناع كردند. 
آنها خاطر نشان می ساختند كه نرخ بیكاری كه در سال ۱۹۷۳ به میزان ۳/۴ درصد بود در سال ۱۹۸۳ به ۳۳ درصد افزایش یافت و این در حالی بود كه نرخ دستمزد واقعی ۴۰ درصد تنزل یافت.البته پینوشه در سال های آخر ریاست جمهوری اش به این نقاط ضعف اقتصادی توجه داشت به طوری كه در ۱۹۹۰ نرخ بیكاری به ۸/۷ درصد كاهش یافت. 
خصوصی سازی كه موجب حذف پرداخت های دولتی و اتخاذ سیاست های ضد اتحادیه ای شده بود تاثیراتی منفی بر طبقه كارگر شیلی داشت، اما بر عكس، این امر به نفع قشرثروتمند تر این كشور تمام شد. در دوران زمامداری آلنده، سیاست اقتصادی دولت سوسیالیستی او ملی كردن بسیاری از شركت های كلیدی خصوصا معادن مسی بود كه متعلق به اتباع آمریكایی بود. همین امر دلیل مهمی برای مخالفت غرب با دولت آلنده بود.
البته روابط دوستانه و نزدیك آلنده با كوبا و اتحاد جماهیر شوروی نیز دلایل مهمی برای روابط خصمانه غرب با شیلی بود.اما خونتای حاكم بر شیلی بلافاصله پس از استقرار روابط دیپلماتیك با كوبا را قطع كرد و یكی از اهداف خود را مبارزه با كمونیسم اعلام كرد. در عوض پینوشه با دیكتاتوری های راستگرای نظامی حاكم بر بولیوی، برزیل، پاراگوئه، اوروگوئه و آرژانتین روابط خوبی برقرار ساخت.
بر خلاف اكثر كشورهای آمریكای لاتین، شیلی تا پیش از كودتای ۱۹۷۳ سنت قدرتمندی در رابطه با حاكم بودن دولت های دموكراتیك داشت و مداخله نظامی در امور سیاسی بسیار نادر بود، اما دولت نظامی پینوشه برای ۱۷ سال این روند را با وقفه مواجه ساخت.
در سال ۱۹۸۰ قانون اساسی جدید شیلی در فرایندی كاملا غیر قانونی و غیر دموكراتیك به تصویب رسید. بر اساس مواد این قانون اساسی انتخابات ریاست جمهوری به صورتی تك نامزدی برگزار می شد. 
با این حال موضوع انتقال قدرت از نظامیان به حكومت منتخب مردم در شیلی از نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ بتدریج اوج گرفته بود، زمانی كه در دسامبر ۱۹۷۷ مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه ای حكومت پینوشه را به جهت نقض حقوق بشر محكوم كرد.از مه ۱۹۸۳ اپوزیسیون و جنبش های كارگری به تجمعات و اعتصاباتی علیه رژیم پینوشه سازمان دادند. 
در طول سال های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ تظاهرات عمومی و حمله به مراكز دولتی شدت یافت و تعداد زیادی از تظاهر كنندگان كشته و بسیاری از رهبران گروه های مخالف و اتحادیه های بازرگانی تبعید شدند. پایان حكومت نظامیان در اكثر كشورهای آمریكای لاتین كه همزمان با رویدادها و تحولات جهانی بود موجب شد در شیلی نیز پینوشه در اقدامی بی سابقه انتخابات ریاست جمهوری را به آرا عمومی بگذارد. در همه پرسی ۵ اكتبر ۱۹۸۸ گرچه پینوشه به عنوان تنها نامزد انتخاباتی از سوی شورای حكومت معرفی شده بود، لكن نتیجه رسمی آرا ۷/۵۴ درصد به نفع گروه های مبارزاتی مخالفین و ۱/۴۳ درصد به نفع طرفداران پینوشه ثبت شد. این در حالی بود كه چپگراهای مخالف او از حق شركت در این رقابت محروم شده بودند.
با این حال پینوشه اعلام كرد كه تا مارس ۱۹۹۰ از قدرت كناره گیری نخواهد كرد. در مارس ۱۹۹۰ انتخابات ریاست جمهوری شیلی به ۱۷ سال حكومت نظامیان خاتمه بخشید و آقای پاتریشیو آلوین به عنوان یكصد و سی و ششمین رییس جمهور شیلی حكومت را در دست گرفت. با این حال پینوشه تا سال ۱۹۹۸ فرماندهی ارتش را برای خود حفظ كرد و عضویت سنا را نیز داشت.در ۱۷ سال حكومت نظامیان در شیلی به رهبری پینوشه جنایات و تسویه های سیاسی زیادی توسط پینوشه و حكومت میلیتاریستی او انجام شد.
شیلی از نظر وضع اسفناك حقوق بشر زمانی مورد توجه جهانیان قرار گرفت كه در سال ۱۹۷۶ اورلاندو لتلیر، سفیر سابق شیلی در آمریكا و وزیر كابینه آلنده به دلیل بمب گذاری در اتومبیلش در واشنگتن دی سی كشته شد. دو سال پیش از آن نیز ژنرال كارلوس پراتس، فرمانده ارتش شیلی پیش از پینوشه، كه از اقدام علیه آلنده حمایت نكرد، در انفجار اتومبیل دربوئنوس آیرس كشته شده بود.در سال ۱۹۹۸ پینوشه كه هنوز هم نفوذ بالایی در شیلی داشت برای معالجه به انگلیس سفر كرد. وی در انگلستان براساس حكم بالتازار گارزون، قاضی اسپانیایی دستگیر شد و بیش از یك سال در حصر خانگی قرار داشت اما بالاخره به دلیل بیماری آزاد شد و به شیلی بازگشت. در سال ۲۰۰۰ دادگاه تجدید نظر سانتیاگو با آرا ۱۳ به ۹ پینوشه را از مصونیت پارلمانی به عنوان عضو سنا محروم كرد و او تحت تعقیب قضایی قرار گرفت. 
این تعقیب قضایی در ژوییه ۲۰۰۲ در پی حكم دیوان عالی شیلی مبنی بر بیماری آلزایمر پینوشه متوقف شد. مدت زمان اندكی پس از صدور این حكم او از كنگره استعفا داد و به زندگی شخصی خود پرداخت و به ندرت در انظار عمومی حاضر می شد. در مه ۲۰۰۴ دیوان عالی شیلی حكم داد كه پینوشه شرایط لازم برای محاكمه شدن را دارد و در ماه دسامبر بود كه او به ارتكاب جنایات متعدد در دوران حكومت نظامی اش متهم گردید. تقریبا دو سال بعد از استعفایش، در ۲۸ مه ،۲۰۰۴ دادگاه تجدیدنظر ۱۴ به ۹ رای به عدم ابتلا پینوشه به آلزایمر صادر كرد و بنابر این مصونیت او از تحت تعقیب قضایی قرار گرفتن نیز لغو شد. 
در بیان علت لغو مصونیت پینوشه به مصاحبه تلویزیونی اخیر او با شبكه تلویزیونی میامی آمریكا اشاره می شد مبنی بر اینكه پینوشه مصاحبه ای منطقی با گزارشگر این شبكه داشته است.در ۲۶ اوت ۲۰۰۴ ، دیوان عالی ۹ به ۸ این تصمیم را تایید كرد كه پینوشه باید مصونیت پارلمانی اش را به عنوان سناتور از دست دهد. در دوم دسامبر ۲۰۰۴ دادگاه تجدیدنظر سانتیاگو مصونیت پینوشه از تعقیب قضایی به خاطر قتل ژنرال كارلوس پراتس در ۱۹۷۴ در بوئنوس آیرس را لغو كرد. در ۱۳ دسامبر ،۲۰۰۴ قاضی خوان گوزمان، پینوشه را تحت حصر خانگی قرار داد و او را متهم به ناپدید شدن ۹ نفر از فعالان اپوزیسیون و قتل یكی از آنها در دوران حكومتش كرد.
در ۲۴ مارس ۲۰۰۵ نیز دیوان عالی حكم دادگاه تجدیدنظر را درباره مورد كارلوس پراتس لغو و مصونیت پینوشه در این مورد خاص را تایید كرد.با همه این تفاسیر حامیان پینوشه معتقدند كه او علیرغم نقض حقوق بشر در دوران حكومتش لااقل توانست به صورت موقت خطرریشه گیری كمونیسم را به تعویق اندازد، با تروریسم گروه های افراطی مبارزه كرد و سیاست های بازار آزاد نئولیبرال را كه منجر به فراهم آمدن زمینه های رشد اقتصادی سریع شیلی شد به مرحله اجرا درآورد. اما مخالفان او معتقدند كه پینوشه دموكراسی شیلی را از بین برد، به تروریسم دولتی دامن زد، بیشتر به منافع خصوصی اقشار خاص توجه داشت و سیاست های اقتصادی ای را اتخاذ كرد كه به نفع ثروتمندان بود و به طبقات پایین و متوسط لطمات جبران ناپذیر وارد ساخت.به گزارش ایسنا حامیان او معتقدند كه در عرصه اقتصادی، اصلاحات پینوشه موفقیت های مهمی در پی داشته است. 
در اواخر دهه ۱۹۶۰ اقتصاد شیلی وارد دوره ای از رشد شده بود تا اینكه آلنده به قدرت رسید. در دوران آلنده وضعیت اقتصادی آشفته شد. در سال های اول حكومت پینوشه نیز شاخص های اقتصادی وضعیت مطلوبی نداشت به طوری كه نرخ بیكاری از ۴/۴ درصد در ۱۹۷۳ به ۹/۱۹ درصد در سال ۱۹۷۶ رسید. هرچند اصلاحات پینوشه سرمایه های خارجی زیادی جذب كرد اما مقدار كمی از آن در تولید سرمایه گذاری شد. ارزش صادرات شیلی و دستمزدها كاهش یافت. توزیع درآمدها بسیار ناعادلانه بود و فقر نسبی و واقعی افزایش یافت. 
نرخ تورم در ۱۹۷۶ افزایش یافت، اما با همه اینها در اواخر دهه ۱۹۷۰ رشد اقتصادی ملموس شیلی نمود پیدا كرد. اگرچه بیكاری هنوز هم نرخ بالایی داشت اما فقر شروع به كاهش كرد. نرخ بیكاری تا ۱۹۹۰ به ۸/۷ درصد كاهش یافت. در دهه ۱۹۹۰ دولت دموكراتیك جدید شیلی از رشد اقتصادی بالایی بهره مند بود. در سال ۲۰۰۴ ، شیلی به عنوان نمونه موفق اقتصادی با رشد صادرات و تولید ناخالص داخلی بالا مطرح بود. با این حال رابطه میان سیاست های دوران پینوشه و رشد اقتصادی پس از پینوشه به موضوعی جنجال برانگیز تبدیل شده است.هر چند از نظر رشد اقتصادی دوران پینوشه را مطلوب ارزیابی كنیم اما اكنون واضح و آشكار شده است كه در دوران حكومت او حقوق بشر به شدت نقض می شده است. در ژانویه ۲۰۰۵ ارتش شیلی مسوولیت نهادی خود را برای سوء رفتار با مخالفان پذیرفت.

میر ابوالقاسم فندرسکی استرآبادی مشهور به " میرفندرسكی" فیلسوف، عارف، شاعر و دانشمند بزرگ عهد صفویه است.

وی در حدود سال 970 هـ ق در روستای " فندرسك " از توابع " استرآباد" ( كه اكنون به گرگان معروف است)، چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را در استرآباد و قزوین انجام داد سپس به هند رفت و با دانشوران، ادباء و عرفای آن سرزمین دیدار كرد و از مصاحبت و گفتگو با آنها توشه های بسیار اندوخت تا اینكه سرانجام راهی ایران شد. شاه صفی پادشاه ایران ، مقامات حكومتی و مردم استقبال با شكوهی از او به عمل آوردند و او در اصفهان اقامت گزید.
میرفندرسكی در حكمت طبیعی، الهی و ریاضی  و همه علوم عقلی و شعر و ادبیات تبحر بسیار داشت و از لحاظ جامعیت علمی از نوادر روزگار بوده و در عبارت و ریاضت اهتمام بسیار داشت و اوقات را به تدریس علوم عقلی و نقلی، تحقیق مسائل علمی و سرودن شعر سپری می نمود. بسیاری از دانشمندان نامدار همچون "آقا حسین خوانساری"، "ملا محمد باقر محقق سبزواری"، "میرزا رفیعای نائینی" و" ملا حسنعلی شوشتری" از شاگردان اویند.
میر به دیدار و مصاحبت بزرگان و اشراف و كارگزاران حكومتی رغبتی نداشت و با درویشان و مردم كوچه و بازار معاشرت و مصاحبت می كرد . علمای بزرگ معاصر او همچون "شیخ بهائی" و "میرداماد" به او ارادت بسیاری می ورزیده و او را بر خود مقدم می شمرده ند .
از میرفندرسكی كتابهای مختلفی به جای مانده است كه از همه مهمتر به كتابها و رساله های " صناعیه" ، " رساله حركت" و " منظومه در كیمیا" می توان اشاره كرد.
میرفندرسكی علاوه بر مقامات علمی و معنوی، ذوق شعر داشته و از خود سروده هایی به جای نهاده است . قصیده "یائیه" او كه به پیروی از قصیده "یائیه" ناصر خسرو سروده شده و حاوی مسائل مهم فلسفی (به ویژه حكمت اشراق) است شهرت به سزایی كسب كرده است.
میرابوالقاسم فندرسكی در سال 1050 هـ ق وفات یافت و پیكرش در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد . بر روی قبر او سكویی بلند ساخته شده و كتیبه ای به خط ثلث زیبا بر ضلع غربی سكو نصب شده است.
تكیه میر، آرامگاه میر فندرسكی و بسیاری از شعراء ، علماء و عرفای اصفهان است و مردم اصفهان از بدو تاسیس تكیه تاكنون برای زیارت آن اهمیت بسیار قائل هستند.
 

  • جدیدترین عناوین

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :

لینك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس