تبلیغات
مجله ایرانی - مطالب حمیدرضا کریمی

مجله ایرانی

ما برای دل شما مطلب جمع آوری میكنیم...

10 کار جالب برای روز پدر !

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: مقاله   شماره:4045 بیست و سوم مهر 90

پس از روز مادر این بار نوبت پدرها است که برایشان برنامه ای ویژه داشته باشیم. روز پدر نزدیک است و همه احتمالا در این فکر هستند که روز پدر را چطور برگزار کنند. بدون شک ، پدران ما در قلب و ذهنمان جای خیلی ویژه ای دارند. اینها احساساتی هستند که با گذر زمان شدت می گیرند و سرانجام روزی می رسد که بچه ها بزرگ می شوند و سر کار می روند. پس از رفتن به سر کار، زندگی شما خیلی شلوغ و خسته کننده می شود و در این هنگام دلتان خیلی هوای گذشته را می کند، و قسمتی از آن گذشته لحظه های خوبیست که با پدرتان به سر برده اید. روز پدر به شما این فرصت را می دهد که دوباره به کودکیتان بازگردید و کارهای جالب انجام بدهید. نمی دانید چه کار بکنید؟ اصلا نگران نباشید زیرا ما به شما می گوییم چه کارهایی می شود در روز پدر انجام داد.
 
 
10- همه کاری که شما باید انجام دهید این است روی دستگاه پخش دی وی دی خود،فیلمی از دوران کودکی تان بگذارید از زمانهایی که با پدرتان بازی می کردید. روزهایی که با هم توپ بازی می کردید، او توپ را برای شما می انداخت و شما آن را می زدید. کی بود که پول شیشه هایی را که با توپ می شکستید، می داد؟
 
 
9- با پدرتان بنشینید و صحبت کنید. تلاش کنید درک کند که چقدر نقش مهمی در زندگی شما دارد. مشخص است که این کار حس خوبی به او می دهد و دوباره احساس جوانی و مهم بودن می کند. همه کارهایی را که برایتان کرده، به او بگویید . مرارتهایی را که در راه شاد کردن شما متحمل شده به او یادآوری کنید.
 
 
8- برای پدرتان داستانی نقل کنید و چند تا جوک تعریف کنید و در همین حین صدای خودتان را ضبط کنید. سپس قرار بگذارید که هر سال به این نوار را گوش کنید. وقتی که به این نوار گوش می کنید هرچیزی را که به ذهنتان خطور می کند و هر احساسی را که در دلتان به وجود می آید یادداشت کنید.
 
 
7- الان وقت استفاده از پولهایتان برای اهداف درست است. به یک فروشگاه خوب بروید و یک کارت مخصوص روز پدر برای پدرتان بخرید. او حتما از این کار شما خوشش خواهد آمد.
 
 
6- عکس بگیرید بله شما حق را به من می دهید اما این بار ، منظور من عکس گرفتن با دوست دخترتان نیست. فعلا جای او را با پدرتان عوض کنید. چند عکس به یادماندنی با پدرتان بگیرید و آن را روی میزکارتان بگذارید تا هر وقت که روز سختی داشتید به تصویر پدرتان نگاه کنید و به یادآورید که او تمام این سختی ها را با عشق تو هموار کرده است. 
 
 
5- از آخرین باری که با پدرتان بازی کرده اید زمان زیادی می گذرد؟ این طور نیست؟ اما برای این کار هیچ وقت دیر نیست. روز پدر امسال، ترتیبی بدهید که باهم یک بازی مورد علاقه هردونفرتان را انجام بدهید. قایم باشک چطور است؟ مطمئنا پدر شما همه سوراخ سنبه های خانه را به خوبی می شناسد!
 
 
4- هر پدری به فرزند خود در دوران کودکی درسهایی می دهد. دفتری بخرید و در آن همه درسهای اخلاقی خوبی را که در زمان کودکی از پدرتان آموخته اید بنویسید. سپس این یاداشتها را به پدرتان نشان بدهید. اما برای انجام موفقیت آمیز این کار لازم است که این درسها را به خاطر داشته باشید. آیا به یاد دارید؟
 
 
3- امسال هدیه روز پدر را از همان فروشگاه مورد علاقه خود بخرید . فاصله سنی خودتان با پدرتان را فراموش کنید . فکر کنید برای عزیزترین دوست تمام سال های زندگیتان خرید می کنید . از تمام خلاقیتتان استفاده کنید.
 
 
2- یک هدیه قشنگ و عالی به پدر بدهید. بگذارید اینها را پیشنهاد کنیم: یک عطر عالی، یک پیراهن خوب( اگر پدرتان فکر می کند هنوز جوان است یک تیشرت هدیه خوبی است) و از این قبیل.
 
 
1- برای روز پدر حتما هدیه ای برای پدر بزرگتان در نظر بگیرید . اگر او در شهر یا کشور دیگری زندگی می کند حتما به او زنگ بزنید و روز پدر را تبریک بگویید.فراموش نکنید شما فرصت زیادی برای ابراز علاقه و دوست داشتن آنها ندارید.

همه والدین گاهی با این مشکل مواجه می شوند که چطور باید به بعضی از سوالاتی که فرزندنشان می پرسند، پاسخ دهند؛ سوالهایی مثل "بچه ها از کجا به وجود می آیند؟" یا سوالات دشواری از این قبیل.

خیلی از والدین سعی می کنند با پاسخهای کوتاه و گنگ فرزندانشان را از سر خود باز کنند. شما هم تابه حال اینکار را کرده اید؟

ما بعنوان پدر یا مادر کودکانی که در سن رشد هستند باید یاد بگیریم که راحت با فرزندان خود حرف بزنیم؛ طوریکه هم برای خودمان و هم برای فرزندمان راحت باشد. در آن واحد پاسخی که به فرزندمان می دهیم باید واقعی و صحیح باشد، البته باید به تناسب سن و سال او هم مطرح گردد.

در این مقاله می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور به سوالات عجیب و غریب فرزندانتان به درستی پاسخ دهید.

به سوالات فرزندانتان احترام بگذارید. وقتی کودکتان از شما سوالی می پرسد آنرا یک هدیه تلقی کنید، به جای اینکه فرزندتان را برای گرفتن جواب به سراغ همسایه، گوگل یا هر جای دیگری بفرستید که معلوم نیست چه پاسخی در اختیار او بگذارد، پاسخهایی که معلوم نیست برای سن او مناسب باشد یا نه.

اولین کاری که باید بکنید این است که به کودکتان بفهمانید که سوال خیلی خوب و بجایی پرسیده است. در پاسخ دادن به او یادتان باشد که کارتان را کنار بگذارید و همه توجه و حواستان را به فرزندتان بدهید. حتماً رودررو با او حرف بزنید و موقع حرف زدن قدتان را هم قد او کنید.

بعد باید از فهم درست سوال مطمئن شوید. باید ببینید که فرزندتان واقعاً از آن سوال چه منظوری داشته است. خیلی وقت ها منظور واقعی بچه ها آن چیزی نیست که به زبانشان می آید.

باید بدانید که کی زبانتان را نگه دارید. اکثر والدین در پاسخ به سوالات مهم فرزندانشان خیلی پرگویی می کنند. کاری که ما باید بکنیم این است که کمی اطلاعات به آنها بدهیم و بعد توضیحاتمان را قطع کنیم. با این روش فرزندتان خیلی بیشتر یاد می گیرد، تااینکه یکدفعه با بمبارانی از اطلاعات مواجه شود. جذب اطلاعات جدید برای بچه ها زمان می برد.

چند نمونه از موقعیت های متداول

بی ادبی در جمع. شما و فرزندتان به اتفاق هم در یک فروشگاه هستید. شما مشغول نگاه کردن به لباسها هستید که ناگهان کودکتان با صدای بلند می گوید، "مامان، اون آقاهرو نگاه کن. چرا دماغش اینقدر گندس؟" حرفی که فرزندتان به زبان آورده شاید درست باشد اما احتمالاً از اینکه آن را با صدای بلند به زبان آورده ناراحت شده اید. در چنین موقعیتی چه باید بکنید؟

متداولترین پاسخ والدین در چنین موقعیتهایی چنین است: "س س س این حرفو نزن. درست نیست درمورد مردم حرف بد بزنی. شاید ناراحت بشه."

اما روش پاسخگویی بهتر در چنین موقعیت هایی می تواند اینطور باشد: اول اینکه همیشه به یاد داشته باشید که بچه ها با به زبان آوردن چنین عباراتی فکر نمی کنند که کار بدی کرده اند. هروقت که کسی یا چیزی به نظرشان غیرعادی جلوه می کند، زود متوجه آن می شوند و معمولاً درمورد آن نظر می دهند. بچه ها موجودات بسیار کنجکاوی هستند. به همین ترتیب است که یاد می گیرند. نباید اجازه بدهید که احساس خجالت خط کش شما برای جواب دادن به فرزندتان باشد.

توصیه ما این است که در چنین شرایطی قدتان را تا قد فرزندتان پایین آورده، با بهترین و ملایمترین صدایتان چیزی مثل این را به فرزندتان بگویید: "آره منم متوجه شدم که دماغ اون آقا کمی فرق میکنه. دماغ آدمها اندازه و شکل های مختلفی داره. حالا وقتی از مغازه رفتیم بیرون درمورد اون حرف می زنیم." و حتماً بعد از بیرون رفتن از فروشگاه بحثتان را در آن مورد ادامه دهید. می توانید مثلاً بگویید نمی دانید که آن مرد از بینی خودش خوشش می آید یا نه. باید کاری کنید فرزندتان متوجه شود که وقتی درمورد بینی یکنفر حرف میزند ممکن است منجر به ناراحتی آن فرد شود. باید کاری کنید فرزندتان بفهمد که نباید احساسات دیگران را جریحه دارد کند و درمورد چیزهایی از این قبیل باید در یک جای خلوت و خصوصی از شما سوال کند.

سوالات بچه ها درمورد سکس. یک نمونه خوب آن این است: خواهر شما باردار است و همه اطرافیان از به دنیا آمدن بچه او حرف می زنند. در راه برگشت به خانه فرزندتان از شما سوال می کند که: "بابا، چطور آن نوزاد وارد شکم عمه شده؟" پاسخی که معمولاً از طرف والدین به بچه داده می شود این است: بعد از کلی دعا کردن و از خدا خواستن و همدیگر را دوست داشتن و کنار هم بودن. این نوع جواب دادن باعث می شود وی تصور کند که بچه ها باعث می شوند که بزرگترها مسخره رفتار کنند.

یک پاسخ بهتر این می تواند باشد: "چه سوال خوبی پرسیدی! سوالت اینه که بچه چطوری تو شکم عمه رفته یااینکه کجای شکم اونه؟" اگر منظور او مورد دوم بود، با اطلاعاتی مختصر و قابل هضم به او پاسخ دهید. به او بگویید که فقط غذا، مایعات و داروها هسند که وارد شکم می شوند. برای او توضیح دهید که نوزاد در یک جای خیلی خاص از بدن زنها می ماند که رحم نام دارد و با بزرگتر شدن بچه، رحم هم بزرگتر می شود و به همین خاطراست که شکم مادر روز به روز بزرگتر می شود. بعد باید صبر کنید و ببینید که کودکتان چه واکنشی می دهد و چه سوال دیگری می پرسد. این اطلاعات برای او کافی خواهد بود.

اما اگر فرزندتان بخواهد بداند که چطور بچه وارد رحم مادر می شود می توانید برای او به این شکل توضیح دهید: هر حیوان یا انسان با بخشی از یک زن و یک مرد بزرگسال به وجود می آید. آن بخش از زن تخمک و آن بخش از مرد اسپرم نام دارد. اگر مداد یا خودکاری در نزدیکی خود داشتید می توانید روی کاغذ یک نقطه بعنوان تخمک و یک دنباله بعنوان اسپرم بکشید. بعد برای فرزندتان توضیح دهید که اسپرم برای رسیدن به تخمک شنا میکند و بعد تخمک را باردار می کند و آن تخمک در رحم زن شروع به رشد می کند.

ترس کودکان از بلایای طبیعی مثل آتش سوزی، سیل، زلزله و از این قبیل. فرزند شما تصاویری در تلویزیون مشاهده می کند که مثلاً یک جنگل آتش گرفته است یا یک گردباد یا سیل شهری را نابود کرده است. ممکن است از شما بپرسد: "این آتیش تو خونه ماهم میاد؟" یا "این سیل تا اینجایی که ما زندگی می کنیم هم می رسه؟"

والدین معمولاً دربرابر چنین سوالاتی پاسخ می دهند که، "اینقدر احمق نباش بچه جون." اما این به هیچ وجه جواب درستی نیست. فرزند شما سوال خیلی مهمی از شما پرسیده است و برای آن باید یک پاسخ خوب داشته باشید.

یک پاسخ خوب و درست به این سوال این می تواند باشد: اول اینکه باید درست به سوال فرزندتان گوش کنید. باید ببینید منظور او از این سوال چیست. آیا نگران این است که جای شما امن نباشد؟ هیچوقت نباید ترسها و نگرانیهای فرزندتان را دست کم بگیرید. و هیچوقت هم نباید ترسهای خودتان را با آنها درمیان بگذارید.

به فرزندتان بگویید که مهمترین کار مادر و پدر این است که او را یک جای امن نگه دارند. به او بفهمانید که هرکاری می کنید تا او در امان باشد. وسایل و تجهیزات ایمنی خانه را به او نشان دهید و برای او توضیح دهید که درمواقع خطر چه می کنید. حتی میتوانید به همراه او چندبار برنامه خودتان را در مواقع خطر تمرین کنید. وقتی فرزندتان می گوید که می ترسد، باید به او اطمینان دهید که بعنوان مادر و پدر از او محافظت می کنید و نمی گذارید که هیچ آسیبی به او برسد.

1- آنهایی که از زندگی بیزارند و با همه دنیا سر جنگ دارند-

به یاد داشته باشید که جامعه مارا اسیر خود نکرده است . مردم و محیطی که در آن زندگی می کنیم روی زندگی ما تاثیری انکار ناپذیر دارند. با افرادی معاشرت کنید که از زندگی شان راضی اند و با دنیا قهر نیستند ؛ انرژی منفی آنها روی شما تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.
اخلاق بد مسری است .این گونه افراد همیشه و نسبت به همه چیز بدبین اند و اغلب اوقات عصبانی اند.مطمئن باشید در اثر معاشرت با آنها عصبانیت آنها به شما هم سرایت خواهد کرد.

2- آنهایی که مدام پشت سر دیگران غیبت می کنند.
گروه دیگری از مردمی که نباید با آنها معاشرت کنید آنهایی اند که همواره در حال غیبت کردن از دیگران اند. "چیزی که من در مورد این افراد فهمیدم اینست که آنهایی که در مورد دیگران با من صحبت می کنند اغلب در مورد من هم با دیگران حرف می زنند." زمانیکه در مورد دیگران دارید صحبت می کنید در واقع دارید شخصیت خودتان را به نمایش می گذارید.

3- کسانی که شکست ها و سرخوردگی های گذشته شما را به شما یادآوری می کنند
دسته دیگری از افراد ناسالم افرادی هستند که تلاش می کنند گذشته شما را به یاد شما بیاورند. زمانیکه این افراد شکست های شما را به یادتان می آورند ، در واقع دارند تلاش می کنند که برتری خود را به شما نشان بدهند.
این شما هستید که نباید به زمزمه های این افراد گوش دهید و به گذشته فکر کنید. از گذشته تان قدر دانی کنید ، فردا هنوز نیامده است ! خدا در حال برنامه ریزی برای گذشته شما نیست ، او در حال خلق آینده شماست . او برای فردای شما هدفی در نظر گرفته است. با افرادی معاشرت کنید که هدف خدا را به شما یادآوری کنند.

4- آنهایی که می خواهند شما را کنترل کنند.
این گونه افراد سعی می کنند به صورت زیرکانه و غیر عادلانه برتری خود را به شما نشان دهند و بر شما مدیریت کنند.اگر تحت نفوذ آنها باشید ، در واقع دارید کاری را انجام می دهید که آنها می خواهند به جای اینکه دنبال علایق و اهداف خودتان باشید.
تحت نفوذ و کنترل بودن احساس وحشتناکی است ،. انسان در این شرایط احساس بی ارزشی و پوچی می کنند. شما انسان خاص و با ارزشی هستید و مطمئن باشید خودتان به تنهایی می توانید در پی علایق تان باشید. نیازی به مدیر و رهبری دیگری در زندگی شخصی تان ندارید.

ازدواجهای ناهمسان

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: مقاله   شماره:4042 بیست و سوم مهر 90

نگاهی به آمار طلاق هایی كه به فاصله نه چندان زیادی پس از ازدواج رخ می دهد، بیش از هرچیز بر این نكته گواهی دارد كه پایه ازدواجی كه با وزش اولین نسیم مخالف به لرزش درمی آید
و به همین سادگی فرومی ریزد، از بنیان اشتباه بوده است چراكه در غیر این صورت دختر و پسری كه پیمان ازدواج را برای یك عمر بسته اند به این سادگی راضی به ابطال آن و خرابی آشیانه ای كه با هزاران امید و آرزو ساخته اند نمی شوند.

در سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج، 35 هزار و 211 طلاق در كشور ثبت شده است. این آمار در سال1375 به 479 هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650 هزار و960 ازدواج در برابر 67 هزار و 256 طلاق می رسد.

در سال 1385 این روند با رشد بیشتری ادامه می یابد به طوری كه ازدواج 22 درصد كاهش و طلاق 12 درصد رشد می یابد. بنابر آمارهای رسمی در این سال 788 هزار و 23 مورد ازدواج و 94 هزار و40 طلاق ثبت شده است.

بررسی این آمار و محاسبه شاخص هایی چون نسبت طلاق به ازدواج و یا نسبت طلاق به كل جمعیت نشان دهنده آن است كه این آمار طی سال های مختلف با نوساناتی روبه رو بوده است.

بررسی رقم مطلق طلاق طی سال های 1365 تا 1381 نشان دهنده افزایش آمار طلاق طی سال های مورد بررسی است، اما محاسبه شاخص های آماری نشان می دهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزایش روبه رو بوده.سپس طی سال های1370 تا 1377 به تدریج كاهش می یابد و از سال 1379 تا 1385 این آمار مجدداً افزایش می یابد. همچنین آمار به دست آمده نشان می دهد كه 40 درصد طلاق ها بین سنین 19-26 سال و 80 درصد آن تا سن 45 سالگی رخ می دهد.

از دید جامعه شناسان، طلاق پدیده ای است اجتماعی كه تنها با یك عامل پدید نمی آید و با یك عامل نیز از بین نمی رود. از جمله عواملی كه می توانند در بروز طلاق نقش داشته باشند می توان به علل متعددی از جمله فرهنگی، اجتماعی و تفاوت های تربیتی،مذهبی، اقتصادی، سیاسی و علل زیستی اشاره كرد. گرچه افزایش طلاق با افزایش ازدواج رابطه ای مستقیم دارد، ولی به صورت غیر مستقیم نوسانات شاخص های طلاق تحت تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی و همچنین مسائل حقوقی است.

بسیاری از زوج هایی كه در عمل، زندگی زناشویی آنان به بن بست رسیده است و به دلیل مسائل حقوقی قادر به جدایی نیستند، در حقیقت دچار طلاق پنهان شده اند. در چنین خانواده هایی با وجود اینكه پدیده طلاق رخ نداده است، ولی در عمل این اتفاق افتاده است.

به طوری كه زن و مرد فقط به صورت ظاهری زیر یك سقف زندگی می كنند و در بعضی موارد حتی این عالم ظاهری نیز وجود ندارد و زن و مرد با وجودی كه از همدیگر طلاق نگرفته اند ولی هر كدام برای خود زندگی می كنند و اطلاق زندگی مشترك برای آنان مفهومی ندارد كه اگر بخواهیم این آمار را نیز به آمار فوق اضافه كنیم، به حتم بیشتر از میزانی است كه در حال حاضر وجود دارد.

سؤالی كه اینجا مطرح می شود، این است كه چطور می توان در یك جامعه سنتی، مدرن ازدواج كرد؟ حقیقت این است كه به طور صددرصد این امر از جهت روی دادن و دوام داشتن منتفی است، اما شاید تغییر نگرش خانواده ها و جوانان نسبت به این مسئله بتواند به هر دو طرف در حل آن كمك كند.

نكته ای كه جوانان باید به آن توجه بیشتری داشته باشند، عامل معرفی درست همسر آینده به خانواده است پیش از آنكه به صورت سنتی به مراسم خواستگاری بروند. در شب خواستگاری فقط خصوصیات ظاهری و تا حدی وضعیت مادی افراد برای هم معلوم می شود، در صورتی كه بسیاری از كمالات و یا نواقص طرفین در چنین مجالس رسمی كاملاً پوشیده می ماند.

در این میان برخورد درست و منطقی با خانواده همسر آینده را نیز نباید فراموش كرد. بسیاری از جوانان از توجه به این نكته اساسی غافل اند و فكر می كنند همین كه آنها همدیگر را دوست دارند، دلیل قاطعی است كه می توانند برای همدیگر ایده آل باشند و با هم به خوشبختی برسند و بر همین اساس خانواده خود را تحت فشار قرار می دهند كه با خواست آنها موافقت كند و حتی تهدید می كنند كه اگر موافقت نكنند این كار را می كنم كه متاسفانه گاهی اوقات پاره ای از این تهدیدات جامه عمل به خود می پوشد و حوادث ناخوشایندی نیز روی می دهد.

البته زبان تهدید هیچ گاه مورد تایید نبوده و نیست و كاری كه بر اساس تهدید انجام شود هیچ گاه عاقبت خوشی نخواهد داشت. ضرب المثلی است كه می گوید: «سالی كه نكوست از بهارش پیداست» زندگی مشتركی كه با تهدید شروع شود، نمی توان به ادامه و استحكام آن زیاد خوشبین بود.

احترام به نظر و صلاحدید خانواده ها امری است اجتناب ناپذیر كه هرگز به مفهوم تسلیم شدن بی چون و چرا در برابر آنان نیست. وقتی رفتاری از روی ادب، محبت و صداقت باشد حتی اگر مخالف نظر شما باشد، آن را می پذیرید و این امری است كه جوانان باید در هنگام اختلاف سلیقه با والدین آن را فراموش نكنند. نظر چند تن از جوانان و كارشناسان مسایل اجتماعی را در این زمینه جویا شده ایم.

رویا یاراحمدی كارشناس مسائل اجتماعی می گوید: با توجه به این كه ارائه اطلاعات از سوی خانواده ها به فرزندان بسیار حایز اهمیت است و به عبارتی دیگر مهم ترین بستر در نهادینه شدن سنت ها، آداب و رسوم فرهنگی به حساب می آید بهترین جایگاه برای رشد و تربیت انسان و شناخت زمینه های مختلف برای ازدواج جوانان به خصوص دختران است، اما باید گفت كه متاسفانه خانواده ها در این باره بسیار كم كاری كرده اند و به كندی پیش رفته اند. اولین مشكل و بزرگترین مسأله در ازدواج نداشتن شناخت ابعاد شخصیت زن و مرد از بعد انسانی است.

در حالی كه ازدواج به عنوان مهم ترین و اساسی ترین تعبیر از زندگی همیشه بوده و خواهد بود، اما در جامعه كنونی با توجه به شرایط ویژه اقتصادی و اجتماعی شكل دیگری به خود گرفته است. با مطالعاتی كه در بین 750 دانش آموز دوره متوسطه دختر در مركز مشاركت زنان به انجام رسیده است حتی میزان فاصله سنی بین زن و مرد ارتباط نزدیكی با موقعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده ها دارد.

دكتر غلام عباس توسلی جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران با تاكید بر تغییر ایده آل ها برای انتخاب همسر می گوید: ما در جامعه ای زندگی می كنیم كه ساختار فرهنگی پایه ای در فرهنگ اسلامی دارد، اما در سالیان اخیر تغییرات چنان چشمگیر است كه به سختی می توان آنها را توجیه كرد.

با توجه به دگرگونی هایی كه در سطح كلی كشور به انجام رسیده به طور حتم آرمان های تعیین ازدواج، هم از سوی مردان و هم از جانب زنان شكل تازه ای به خود گرفته و مسایل اقتصادی در این باره به شدت مطرح است، به طوری كه این عامل نقش بسیار تعیین كننده ای در ازدواج دارد و بیشتر فروپاشی ها با در نظر گرفتن وجود كسری در ركن مهم زندگی یعنی اقتصاد خانواده صورت می گیرد.

دكتر امان الله مقدم، آسیب شناس در این رابطه می گوید: تغییر الگوهای همسرگزینی خاص ایران نیست، بلكه در سراسر دنیا اتفاق افتاده است. اما آنچه به نظر می رسد این است كه ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در ایران به شدت در حال دگرگونی است.

«یاسمین- م» 19 ساله می گوید: بخش عظیمی از ناخرسندی و نارضایتی و اضطراب پس از ازدواج ناشی از ناآگاهی در مسایل مربوط به اقتصاد خانواده است و این در حالی است كه اگر زن و مرد به اندازه كافی اطلاعات و آگاهی درباره زندگی زناشویی داشته باشند كمتر با مشكل مواجه خواهند شد.

«سولماز-ك» می گوید: معمولاً دختران زودباورتر از پسران هستند. من خودم عاشق پسری شده بودم به نام رامین كه خود را عاشق سینه چاك من نشان می داد ولی با مخالفت خانواده ام مواجه شدم و چون خانواده ام به هیچ عنوان به این ازدواج رضایت نمی داد سرانجام تصمیم گرفتم بدون اجازه خانواده با او ازدواج كنم ولی خانواده ام نیز مرا طرد كرده و خانه ای را كه قرار بود به عنوان جهیزیه به من بدهند از من پس گرفتند.

وقتی رامین این موضوع را فهمید كه من دیگر خانه ای ندارم كه او در آن زندگی كند، رفت و دیگر پیدایش نشد. البته من شانس آوردم كه این موضوع قبل از ازدواج برایم روشن شد.

به هر حال ازدواج به عنوان مهم ترین تصمیم در زندگی هر انسان، همیشه اضطراب های خاص خود را به همراه دارد. یك تصمیم عجولانه می تواند سرنوشت زندگی جوانی را تباه و یا او را خوشبخت كند. جوانان باید بدانند كه خانواده در هر صورت خوشبختی آنها را می خواهد و اگر با تصمیم آنها مخالفت می كند دلایلی دارد كه آنها اكنون قادر به درك آن نیستند.

در این شرایط بهترین كار آن است كه اتخاذ تصمیم برای مدتی به تعویق بیفتد. بعضی مواقع گذشت زمان بهتر از هر چیزی ممكن است حقایق را روشن سازد و یادآوری این نكته ضروری است كه تصمیم غیرعاقلانه و عجولانه معمولاً دردسرساز می شود و چه بسا ممكن است یك عمر پشیمانی به دنبال داشته باشد.

منبع : HAppyIranian.Org

پیروك گوشت

نویسنده: حمیدرضا کریمی  موضوعات: اخبار ورزشی  شماره:4041 بیست و سوم مهر 90

مواد لازم برای خمیر:

زرده تخم مرغ                4 عدد

شیر                             یك دوم پیمانه

روغن                           یك چهارم پیمانه

نمك                             1 قاشق چای خوری

بیكینگ پودر                   1 قاشق چای خوری

آرد                                حدود 600 گرم

مواد میانی:

سُس گوجه فرنگی    1 قاشق سوپ خوری

سُس مایونز               1 قاشق سوپ خوری

پنیر موزارلا                                  150 گرم

پیاز                                             1 عدد

گوشت چرخ كرده                        1 پیمانه

نمك، فلفل و زردچوبه                  مقداری

قارچ                                           200 گرم

فلفل دلمه ای                            1 عدد

جعفری خرد شده                       2 قاشق سوپ خوری

روش تهیه:

زرده های تخم مرغ را با شیر، روغن مایع، نمك و بیكینگ پودر در ظرفی بریزید و با قاشق مخلوط نمایید.

كم كم آرد را اضافه نمایید و خوب هم بزنید تا جایی كه خمیر لطیفی تهیه شود و خمیر به دست نچسبد.

سپس خمیر را در كیسه نایلونی به مدت نیم ساعت در یخچال قرار دهید و بعد آن را روی سطح آردپاشی شده به ضخامت نیم سانتی متر باز كنید و در قالبی كه از قبل چرب شده است، قرار دهید.

سطح خمیر را سُس گوجه فرنگی و سُس مایونز بمالید.

آن گاه مخلوط آماده ی گوشتی را بریزید و روی آن پنیر موزارلای رنده شده بپاشید.

در پایان، روی سطح مایه را چند نوار خمیری قرار دهید و قالب را در فری كه از قبل گرم شده است، با دمای 200 درجه سانتی گراد، به مدت 20 دقیقه قرار دهید.

روش تهیه مواد میانی:

پیاز را نگینی خرد نمایید و با مقداری روغن سرخ كنید.

سپس گوشت و ادویه را بیفزایید و هم بزنید تا گوشت سرخ شود.

آن گاه قارچ ورقه شده را اضافه نمایید و تفت دهید.

حالا فلفل دلمه ای خرد شده را با مواد قبل تفت دهید. 

پس از آن كه تمامی مواد خوب تفت خورد، جعفری خرد شده را بیفزایید و مورد استفاده قرار دهید.

انرژی كل 4800 كیلو كالری

  • جدیدترین عناوین

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • تعداد کل پست ها :

لینك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس