تبلیغات
مجله ایرانی - جهان در چنین روزی - 30 بهمن 87

مجله ایرانی

ما برای دل شما مطلب جمع آوری میكنیم...

در قلمرو اندیشه
به حكم كلیسا، فیلسوف را آتش زدند
17 فوریه سال 1600 میلادی در شهر رم، «جیوردانو برنو» فیلسوف ایتالیائی پس از یك محاكمه طولانی، از سوی كلیسای كاتولیك به اعدام محكوم و سوزانده شد. وی كه از رواقیون بود «افلاتونیسم نوین» را تبلیغ می كرد. اتهام او ترویج عقاید مذهبی غیر قابل قبول و كفر بود كه چون توبه نكرد محكوم شد. اورا به تیری بستند و در ملاء عام آتش زدند.
سالروز درگذشت میكلانژ
میكلانژ ( میكلا نجلو ) تصویر نگار ، پیكر ساز، معمار و شاعر ایتالیایی 18 فوریه 1564 در شهر رم دیده از جهان فرو بست . وی در سال 1475 میلادی به دنیا آمده بود . آثار هنری میكلانژ تماما و از اشعار او سیصد شعر تا به امروز باقی مانده است.
آن چه را كه من باور دارم
پلیس روسیه 18 فوریه 1884 سال دستور یافت كه نسخه های كتاب تازه تولستوی نویسنده شهیر آن كشور را جمع آوری كند . این كتاب « آن چه را كه من باور دارم » عنوان داشت و محتوای آن انتقاد از اوضاع آن زمان روسیه بود و دولت وقت گمان می كرد كه مطالعه كتاب اتباع ناراضی را به عصیان خواهد كشاند.
در قلمرو دانش
کاشف قرص ضد آبستنی درگذشت
دکتر گارسیا

پروفسور رامون گارسیا Celso-Ramon Garcia كاشف قرص ضد آبستنی در 82 سالگی در فوریه 2004 بر اثر حمله قلبی در گذشت. دكتر گارسیا در دهه 1950 ماده ای ساخت كه هربار مصرف آن، تا 24 ساعت از ترشح هرمون محرك باروری تخمك جلوگیری می كرد . سپس دكتر گرگوری پنكاس Pincus و دكتر جان راك Rock این ماده را به صورت قرص ( خوردنی ) درآوردند و ترتیب مصرف آن را در روزهایی از ماه نوشتند كه در سال 1960 به تایید «اف دی ا - FDA» رسید و به بازار آمد. پروفسور گارسیا استاد دانشگاه پنسیلوانیا بود.
سایر ملل
روزی كه « لوتر» درگذشت
18 فوریه سالروز فوت « مارتین لوتر » كشیش آلمانی است كه در سال 1546 در63 سالگی در گذشت . وی بسیاری از تشریفات كلیسا ی كاتولیك را زائد اعلام داشت و با اصلاحات خود بانی پروتستانیسم شد كه پیروان فروان یافته است . او و «كالون» فرانسوی دو بنیاد گذار پروتستانیسم هستند. یكی از اصلاحات لوتر آزادكردن ازدواج كشیش ها و منع بخشودن گناهان افراد از سوی كلیساها پس از اعتراف و احیانا با پرداخت پول و اعانه بود.
تکمیل احیاء وحدت ایتالیا با تعیین پادشاه و دو درس از تاریخ
کاوور
18فوریه 1861 «كاوور»، مردی كه همه تلاش و مهارت های خود را در راه تامین وحدت وطن خود ایتالیا بكار انداخته بود «ویتوریو امانوئله» پادشاه پیه مونته و ساردینیا را به عنوان پادشاه همه ایتالیا معرفی كرد و اعلام داشت كه نظام سلطنتی در شرایط موجود بیش از جمهوری ضامن بقاء وحدت ایتالیا خواهد بود كه 14 قرن از یكپارچگی برخوردار نبود. به این ترتیب در این روز احیاء وحدت و یکپارچکی ایتالیا تکمیل شد.
     جمهوری خواهان از جمله گاریبالدی امر تعیین رئیس كشور را به پارلمان محول كردند كه پارلمان در نیمه مارس (یك ماه بعد) رای به پادشاهی امانوئله بر همه ایتالیا داد مشروط بر این كه نظام حکومتی پارلمانی و اختیارات در دست نخست وزیر باشد. نظام پادشاهی ایتالیا تا بعد از جنگ جهانی دوم ادامه داشت و با انجام یک رفراندم به جمهوری تغییر یافت.
گاریبالدی

ایتالیا پس از 14 قرن تجزیه و قطعه قطعه بودن به همت یک روزنامه نگار (کاوور) و یک چریک (گاریبالدی) وحدت و یکپارچگی خود را به دست آورد و «تاریخ» آن را مرهون قلم کاوور و تفنگ گاریبالدی می داند. تجزیه امپراتوری روم و قطعه ـ قطعه شدن شبه جزیره ایتالیا نتیجه سلطه گری و ظلم طولانی امپراتوری روم به اروپاییان بود که این روزها برخی تفسیرنگاران شجاع آن را به دولت واشنگتن یادآور می شوند. تجزیه ایتالیا سبب شده بود که هر قدرت اروپایی بر گوشه ای از آن تسلط داشته باشد و این تجربه پس از فروپاشی شوروی مورد توجه قرار گرفته و تلاش دولت های صاحب قدرت، بر تجزیه کشورها و فدراسیون ها است و از یوگوسلاوی آغاز کرده و چنین نقشه هایی را برای عراق و افغانستان و ... از نظر دور نداشته اند زیرا که رخنه و تسلط بر دولت های کوچکتر آسانتر است.
دكترین نیكسون، كه كارتر در پاسخ به خواست شاه به آن استناد كرد
ریچارد نیكسون رئیس جمهوری وقت آمریكا كه با تظاهرات بدون وقفه مخالفان آمریكایی ادامه جنگ ویتنام و نیز هزینه های سنگین این جنگ و بن بست نبرد رو به رو شده بود 18 فوریه 1970 اعلام داشت كه از این پس هنگامی آمریكا به یك متحد خود كه در معرض تهاجم و خطر است كمك خواهد كرد كه این متحد خود نیز قادر به اقدام باشد. به عبارت دیگر كمك كردن به دولتی كه خود نتواند برای باقی ماندن كاری انجام دهد بیهوده است. نیكسون اعلام كرد كه كمكهای آمریكا از آن پس غیر مستقیم خواهد بود و سرباز آمریكایی مگر در شرایط خاص اعزام نخواهد شد. این اعلامیه به «دكترین نیكسون» معروف شده است. برخی از مورخان آمریكایی نوشته اند كه جیمی كارتر در فوریه 1979 در پاسخ شاه كه از اسوان مصر خواستار كمك شده بود، همین دكترین نیكسون را به او یادآور شده بود. مرور زمان نشان داده است كه دولتهای حزب دمكرات آمریكا بیش از جمهوریخواهان و به ویژه جورج دبلیو بوش دكترین نیكسون را رعایت كرده اند.
برخی دیگر از رویدادهای 18 فوریه
  • 1568:   امپراتوری مقدس كه تحت رهبری فائقه پاپ بود آمادگی خود را برای پرداخت پول به امپراتور عثمانی و خریدن صلح اعلام كرد . قرارداد مربوط برای مدت هشت سال امضاء شد.
  • 1673:   مولیر نمایشنامه نویس شهیر فرانسه در 51 سالگی در گذشت.
  • 1834:   « انسان » نخستین نشریه چپگرا ی آمریكا ست كه از این روز در نیویورك انتشار یافت.
  • 1915:   آلمان با واحدهای زیر دریایی خود محاصره انگلستان را آغاز كرد.
  • 1932:   دولت ژاپن « منچوری » را منطقه ای جدا از چین اعلام داشت.
  • 1942:   نیروهای ژاپنی جزیره بالی در اندونزی را از دست هلندی ها خارج كردند.
  • 1954:   نشست بین المللی كارشناسان سرودهای ملی در وین سرود « ای ایران » را از نظر محتوا و آهنگ، بسیار میهنی و مهیج اعلام داشت.
  • تاریخ جاری
    اصول و تفسیر سوسیالیسم قرن 21 که بزعم چاوس ونزوئلائی ها در رفراندم فوریه 2009 رای به اجرای آن دادند
    چاوس در روز پیروزی (15 فوریه 2009)
    پنج سال تمام از انتشار فرضیه سوسیالیسم قرن 21 گذشت و نتیجه رفراندم 15 فوریه 2009 راه را برای پیاده کردن آن باز کرده است و به همین سبب بوده است که بسیاری از تفسیرنگاران این رفراندم را نوعی انقلاب آرام (بدون تخریب و خونریزی) تلقی کرده اند. فرضیه هوگو چاوس نخستین فرضیه سیاسی است که کار اجرای آن از دهه یکم قرن 21 آغاز می شود.
        چاوس از دیرزمان درصدد یافتن راهی ـ بزعم او، تامین وسیله خوشبختی بشر ـ بود با توجه به تجربه حاصل از نظام های سوسیالیستی در قرن 20 و با ایجاد تغییرات متناسب با شرایط قرن 21 در آن فرضیه ها، و مخلوط ساختن این نظرات با عقاید سیمون بولیوار ـ قهرمان ملی آمریکای لاتین ـ فرضیه سوسیالیسم قرن 21 را اعلام داشت که دارای چهار ستون اصلی است:
        1 ـ توزیع عادلانه درآمد، رفاه و فرصت ها.
        2 - دمکراسی خلق.
        3 - استقلال اقتصادی و خودکفا بودن یک جامعه از این لحاظ.
        4 - بازگشت به انسانیت و پایان هرگونه فساد.
         به این ترتیب؛ سوسیالیسم چاوس نوعی سوسیالیسم ملی (لاتینو ـ هیسپانیک) است. در آمریکای لاتین، مردم منطقه خودرا اعضای یک ملت واحد می دانند. اندیشمندانی که فرضیه چاوس (سوسیالیسم قرن 21) را تفسیر کرده اند گفته اند که شکست سوسیالیسم شوروی عمدتا به خاطر فساد گسترده اداری و آلودگی مقامات و تظاهر آنها به ایدئولوژی حاکم و ضعف در آدمسازی (آموزش و پرورش و رسانه ها) به دلیل کمبود معلم و روزنامه نگار دلسوز و ماهر درکار خود بود که چاوس قطع فساد را یکی از اصول اصلی سوسیالیسم قرن 21 [پایان دادن به هرگونه فساد و بازگشت به انسانیت] قرارداده است. به عبارت دیگر؛ تا فساد اداری و کمبود معلم و روزنامه نگار واقعی وجود داشته باشد سوسیالیسم پیاده نخواهد شد و این [قطع فساد]، عنصری است که مارکس و لنین به آن توجه آنچنانی نکرده بودند. خودکفا بودن در اقتصاد یعنی اینکه لازم نباشدبرای تامین مایحتاج داخلی و رفع نیاز روزمره زیر بار دیگران بروند و مجبورباشند به ساز آنها برقصند که عملی مغایر استقلال و حاکمیت ملی است. چاوس با توجه به شکست مسکو که برخلاف چین، انگیزه و میهندوستی را تضعیف کرد، توزیع برابر فرصت ها را بر توزیع عادلانه درآمد و رفاه (تامین مساوات) افزوده و تاکید بر ملی بودن (لاتینو بودن) فرضیه خود کرده لذا هدف صادرکردن آن را ندارد؛ اگر نتیجه کار رضایتبخش باشد دیگران به صورت داوطلبانه اقتباس کنند، نه کور ـ کورانه. چاوس دمکراسی خلق (رفراندم و نوعی ساویت) را جانشین دمکراسی سبک غرب کرده است و بمانند بسیاری
        دیگر از اهل تفکر می گوید با آنچه را که درانتخابات برخی از کشورها دیده ایم؛ روش غربی ها دیگر دمکراسی نیست و نمایشنامه ای است که بازیگرانش قبلا با محاسبات اصحاب منافع انتخاب شده اند و در نتیجه بمراتب بدترند از حکومت های موروثی سابق. مثالی که می زند: انتخاب جورج دبلیو بوش در سال 2000 یک نمونه از تئاتر دمکراسی به روش غرب بود. فرضیه چاوس در بطن خود ضدیت با سلطه دارد زیرا که تا قطع کامل ریشه سلطه و چنین تفکری، پیاده کردن هرگونه مسلک که با منافع دولت سلطه گر منافات داشته باشد دشوار خواهد بود و در نیمه راه از اصول خود منحرف خواهد شد که نمونه های متعدد آن در نیمه دوم قرن بیستم تجربه شدند و .... در پی تایید پیشنهادهای او در رفراندم 15 فوریه 2009 چاوس خطاب به ونزوئلایی ها گفت: آنانکه در رفراندم رای «بله» دادند، این «بله» را به سوسیالیسم گفتند و فرضیه او ـ «سوسیالیسم قرن 21» را تایید کردند و به وی ماموریت اجرای آن را دادند. او افزود که رفع محدودیت دوره ای ریاست جمهوری و مقامات انتخابی دیگر را (که قبلا دو دوره متوالی بود) تنها برای پیاده کردن سوسیالیسم قرن 21 درخواست کرده بود و آنچه را که خواسته بود دریافت کرد. او از مردم خواسته بود که امکان ادامه خدمت بدهند تا به نگرانی، اندوه و نابرابری ها پایان دهد. او گفت : من در این دنیا جز شادی انسان چیز دیگری را نمی خواهم و شما با «بله» گفتن در رفراندم 15 فوریه 2009 "ماموریت تامین شادی و نیکبختی" به من دادید.
    شادی هواداران فرضیه "سوسیالیسم قرن 21" از پیروزی رفراندم فوریه 2009 که در رسانه های آمریکا آنطور که باید، بازتاب داده نشد

    • جدیدترین عناوین

    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • تعداد کل پست ها :

    لینك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس